دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احمد

حکایت من ، حکایت کسیه که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ...! دلباخته ی سفر بود ، اما همسفر نداشت ..... درباره »
احمد
مرد - مجرد
امتیاز: 2122

دنبال‌شدگان

(472 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(314 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

احمد
13870702081.jpg احمد

الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .

احمد
f0da7bc9045d0d2c1f2835bf26d1ba00-425.jpg احمد

بشکنه اون دستی که بخواد قرآن رو اتیش بزنه بگو آمین لایک و باز نشر کن

و 17 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
احمد
احمد

بسمه تعالی کاروان مسافرتی موعود همزمان با فرا رسیدن اجل معلق برای عزیمت به یک سفر خارق العاده از کلیه داوطلبان بدون ثبت نام دعوت به عمل می آورد.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
احمد
احمد

محکمه ی الهیه شب كه من حسابي خسته بودم همين‌جوري چشامو بسته بودم سياهي چشام يه لحظه سر خورد يه دفعه مثل مرده‌ها خوابم برد تو خواب ديدم محشر كبري شده محكمه الهي برپا شده خدا نشسته، مردم از مرد وزن رديف رديف مقابلش واستادن چرتكه گذاشته حساب كتاب ميكنه به بنده‌هاش عتاب خطاب ميكنه ميگه : چرا اينهمه رج ميكنيد؟ راهتون رو بيخودي كج ميكنيد؟ آيه فرستادم كه آدم بشيد با دلخوشي كنار هم جمع بشيد دلاي غم گرفته رو شاد كنيد با فكرتون دنيا رو آباد كنيد عقل دادم بريد تدبركنيد نه اينكه جاي عقلو كاه پر كنيد من بهتون چقدر ماشاالله گفتم نيافريده باريك الله گفتم من كه هواتونو هميشه داشتم حتي يه لحظه گشنتون نذاشتم اما شما بازي نكرده باختيد نشستيدو خداي جعلي ساختيد هر كدوم ازشما خودش خدا شد از ما و آيه‌هاي ما جدا شد يه جو زمين و اين همه شلوغي؟ اين همه دين و مذهبه دروغي؟ حقيقتا شماها خيي پستيد خر نباشديد گاوو نمي‌پرستيد از توي جمع يكي بلند شد ايستادبلند بلند هي صلوات فرستاد ازاون قيافه‌هاي حق به جانب هم از خودي شاكي، هم از اجانب گفت چرا هيچكي روسري سرش نيست؟ پس چرا هيچكي پيش همسرش نيست؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
احمد
احمد

امـروز بـه ایـن نـتـیـجـه رسیـدم کــه اصلا شعـــــور ندارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
احمد
احمد

: پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا بشیم! دختر: با کمال میل موسیو! : پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا بشم! دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با کمال میل می پذیرم! پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم! خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخواهم اگه مایل باشید باهم باشیم! دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم! و اما پسر: پیـس … پیس پیس … ســــــــوووووووو … سوووو … ســــــــــــس … سـس … پــــــــِـخخخخخخخخخ … چِــخـــــــــــــــه … هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ! دختر: خفه شو عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری راه افتادی دنبالِ ناموس مردم، بی شعور! شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی! ساعت ۱۰ زنگ میزنم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
احمد
احمد

خیلی از خودم بـدم میاد کلا آدم مزخرفـیـم

این ارسال را بازنشر کرده است.
احمد
1374074121573251_large.jpg احمد

اگه عشقت پشت خط باشه جواب ميدي يا نه ؟؟

احمد
1364857331881389_large.jpg احمد

دختر پشت یک 1000 تومنی نوشته بود : پدر معتادم برای همین پولی که دست توست یک شب مرا به دست صاحبخانه مان سپرد !! خدایا چقدر میگیری که شب اول قبر ، قبل از اینکه توازم سوال کنی. من ازت بپرسم چرا ؟!!!!!!

احمد
احمد

@ツ سارینا ツ با منم آره تو حساب من میری حرف مفت میزنی واسا آبروتو میبرم

این ارسال را بازنشر کرده است.