@shirin شیرین خانم به پاس زحمتی که امروز صبح برای من کشیدی و هر 10 دقیقه از 5 صبح منو از خواب بیدار کردی که درس بخونم رسما شما را به یک کافی شاپ حسابی با منوی آزاد به انتخاب خودت دعوت میکنم مکان :محلمون زمان 7 عصر به بعد
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده میشدیم.