*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
همه چی یه طرف تمیز کردن سرامیکها یه طرف اصلا اشک آدمو در میاره مخصوصا آنتی باکتریال کردنش خدا رحم کرد بخار شوی اختراع شد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میرم یه کار میکنم یه قسمت از خونه رو تمیز میکنم کلا نفسم بند میاد قلبم تند تند میزنه میام نت یه چی میگم بعد دوباره میرم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
باید بترسیم وقتی که زنان همسایه و فامیل بشینن جلسه بگذارن ...چاره فقط سکوت و دوری ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
اين وقت شب گوشي به دست شدن و نوشتن دردمو زنده کرد اون موقع ها سرعت ارسال پيامم ثانيه اي بود چقدر ساده بودم چقدر ديوانه بودم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
دنبالرم به وسيله ي کام نابود شد اصلا باز نميشه مثل ديروز
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
آره من منتظرم بزرگ بشم زخمهای دلمو فراموش کنم بعد با همشون بخندم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چه عجیب منو میشناسه ولی من نمیشناسمش ....کاش یکی از همین تازه واردها بودی ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
رو سیاهی باز موند به زغال ....