اِبی بن بست. . .
به خاطر سکوتم یک بار هم دریغ نخوردم اما به خاطر گفته ام بار ها ﭘشیمان شدم
اِبی بن بست. . .
وفـــای اشـــک را نــــــــازم که در شبهای تنهایـــــــی ، گشایـــد بغـض هایــــی را که پنهــــان در گلــــــــو دارم . ..
اِبی بن بست. . .
حافظهام ..... همه چیز و همه کــــس را فراموش میکند!!... خسته شدم بس که سابیدمش..... و تو هر بار .. نمایانتر شدی!
اِبی بن بست. . .
مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت. خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود. مسافر فریاد زد: هی،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : میدانم. مسافر گفت: پس چرا بیرون نمی آیی؟ مرد گفت:آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی، سینه پهلو میکنی.
اِبی بن بست. . .
حكایـت تنهـایی روزهاسـت كه با ماســت... از خـودم جـدایم تنــها! اما به تـو پیوســته! پیـوندم بزن...
اِبی بن بست. . .
حكایـت تنهـایی روزهاسـت كه با ماســت... از خـودم جـدایم تنــها! اما به تـو پیوســته! پیـوندم بزن...
اِبی بن بست. . .
خدایا ما رابه راه راست هدایت فرما اكه نشد راه راست را به سمت ما كج فرما
اِبی بن بست. . .
فال حافظ نیت کن.... : : : به جهنم گر غمت پایان ندارد ، به درک گر سرت سامان ندارد .. بخندم من به این دنیای فانی .. که ضایع تر از این امکان ندارد... : : حافظ میخواد بگه تو خوشبخت میشی یه کم عصبانیه منظوری نداره!!!
اِبی بن بست. . .
سیگار دود می کنم تا یادم بماند من احمق بیشتر از این ریه های سوخته ام دوستت داشتم ... !
اِبی بن بست. . .
نه صدايش را نازك كرده بود نه دستانش را آردي...
از كجا بايد به گرگ بودنش شك ميكردم؟؟
اِبی بن بست. . .
به ما دروغ می گفتند: دردها را بزرگ که شوید ، فراموش می کنید ! درست این است : زندگی آنقدر درد دارد که........ از درد ِ نو ، درد ِ کهنه فراموش می شود ...!