اِبی بن بست. . .
گاهی تنهایی ام آنقدر عمیق است*که در آسمان هم احساس میکنم در قفسم
اِبی بن بست. . .
اگر خواهم غم دل با تو بگویم تو را تنها نمی یابم اگر تو را تنها بیابم جایی نمی یابم اگر جایی پیدا شود و تنها هم تو را یابم ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم...
اِبی بن بست. . .
-قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برای من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم
اِبی بن بست. . .
کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود؛ روی ساحل نوشت: دریا "دزد" است. مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ساحل نوشت: دریا سخاوتمندترین سفره ی هستی است. موج دریا آمد و جملات را با خود محو کرد و این پیام را به جا گذاشت: برداشت دیگران در مورد خود را در وسعت خویش حل کنیم....
اِبی بن بست. . .
خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که معادله زندگی ، نه غصه خوردن برای نداشته هاست و نه شاد بودن برای داشته ها . . .
اِبی بن بست. . .
ثمره عمر آدمي يک نفس است و آن نفس از براي يک همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يک نفس از براي عمري بس است
اِبی بن بست. . .
اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به ياد مرگ . . . بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ ....
اِبی بن بست. . .
کسی از عارفی خواست جمله ای بگوید که وقتی ناراحت است خوشحالش کند.....و وقتی خوشحال است ناراحتش کند.......عارف گفت: این نیز بگذرد...
اِبی بن بست. . .
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی بفهمی زندگی بی عشق نازیباست دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها بخوانی نغمه ای با مهر دعایت می کنم، در آسمان سینه ات خورشید مهری رخ بتاباند دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی بیاید راه چشمت را