آرزو
استعداد عجیبی در شکستن داری…. قلب…غرور…پیمان… استعداد عجیبی در نشستن دارم…. به پای تو…به امید تو…در انتظار تو
آرزو
استعداد عجیبی در شکستن داری…. قلب…غرور…پیمان… استعداد عجیبی در نشستن دارم…. به پای تو…به امید تو…در انتظار تو
آرزو
× آســمان هــم دلــش بــه حالمــان سوختــه می دانــد بارانــش جــز تــداعی خاطــرات حاصــلی نــدارد دیــگر نمی بــارد../.
آرزو
دانه دلش شکست گریست سبز شد.
آرزو
به دنبال ردی از بوسه هایش تمام مهر های مسجد را بوسیدم.
آرزو
می نویسم: پرنده شعر پرواز میکند.
آرزو
نامت به زبان من از شعرها دور می شود و جاده ها شکلی از سرگذشتم را در هم می لیسند
آرزو
نمی دانم این ماه از جان من چه می خواهد هر شب ، مرا به خیابان ها می کشاند و آواره می کند مرا می کشاند کنار دریا کنار دلهره و تاریکی کنار تنهایی شهر و ساز ذهنی به دستم می دهد هر شب گم می شوم در شب مثل مورچه ای در جنگل
آرزو
نـه بـه خـاطـر شـعـر نـه یـه خـاطـر جـور دیـگـر زنـدگـی زیـستـن خـانـه ی مـن بـرای دو نـفـر کـوچـک بـود بـه هـمـیـن خـاطـر تـنـهـا مـانـدم !
آرزو
پيام ضروري : آدم ها برای یکدیگر نقش سیگار را بازی میکنند ، همدیگر را می کشند ، لذت می برند ، دود می کنند ، تمام می کنند. .....................و بعد از اندک زمانی ، سیگاری دیگر... زندگي با : با همسر
آرزو
اینگونــه زندگــی کنیـم : سـاده امّا زیبــا مصمـم امّا بی خیـال متواضـع امّا سربلنـد مهربـان امّا جـدی سبـز امّا بی ریـا عــاشق امّا عــاقل