آرزو
سکوت و صبوری ام را به حساب ضعف و بی کسی ام نگذار .... دلم به چیزهایی پای بند است که تو یادت نمی آید ...
آرزو
شعرهایم را میخوانی ،... میگویی روان پریش شده ام ... پیچیده است،... قبــــول ! امـــا ... مــن فقط ... چشــــم های تو را مینویــسم ... تو ساده تر نـگـــاه کــن........!
آرزو
آدمها توی زندگی شون دو بار متولد می شن یه بار جسم شون متولد می شه و یه بار دیگه، یه روز دیگه، یه جایی روحشون متولد می شه امروز تولد چند سالگی روحته؟
آرزو
دود می شود احساس با آتش تکرار و غرق می شوند آدمهای امروز در هر آنچه باریده از دیروز ...آه که خاک سرزمین من ، چه تلخ می نگرد بر این ابرها و چه نمناک می شود هر روز از این آدمها !
آرزو
آدم مغــرور مثل کسی اسـت که بالای کـوه ایستاده و همه را کوچـک می بینـد غافـل از اینکه مـردم هم از پاییـن او را کوچـک می بیننـد...
آرزو
راه دور است و پر از خار بیا برگردیم سایه مان مانده به دیوار بیا برگردیم این کبوتر که تو این سان پر و بالش بستی دل من بود وفادار بیا برگردیم ترسم اینجا که بسوزد پر و بال عشقم یا شود حاصل تکرار بیا برگردیم باز گفتی که برایم غزل از عشق بگو یک غزل میخرم اینبار بیا برگردیم من که عشقم به دو چشم تو دخیلی بسته است عشق من را مکن انکار بیا برگردیم
آرزو
نیازمند چیزی بودم که باورش کنم نگاهت بر من افتاد و باور کردم خواهان کسی بودم که باورش کنم خود و رویاهایت را با من تقسیم کردی و باورت کردم اما آنچه که براستی نیازمندش بودم مرا به دنیای درونت بردی و با اکسیر عشق یاریم کردی و به برکت توست که امروز زنده ام , لمس میکنم و باور دارم کسی , چیزی یا خود را تنها بخاطر وجود توست ....
آرزو
هنوز مانده ام که چرا مرا هم کیش خود پنداشتی !!! من که کافر نبودم. بودم ؟؟؟!!
آرزو
همانی که چَپچپ نگاهش میکنی یا اصلا نمی بینیاَش گَر نیاید دوسهشبی به کوچهمان گَند میگیرد عاشقیمان را؛ سپور محله را میگویم!
آرزو
استاد: وقتی بزرگ شوی چه میکنی ؟ شاگرد: عروسی استاد: نخیر منظورم اینست که چکاره میشوی ؟ شاگرد: داماد استاد: منظورم اینست وقتی بزرگ شوی چه میکنی ؟ شاگرد: زن میگیرم استاد: احمق ، وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چه میکنی ؟ شاگرد: عروس میارم استاد: لعنتی ، پدر و مادرت در آینده از تو چه میخواهند!!!!؟؟ ؟ شاگرد : نوه!!!!؟؟؟