وودی آلن : قبلا اونائی که هیچ کاری نمیتونستن انجام بدن معلم میشدن ، و اونائی که درس دادن هم بلد نبودن معلم ورزش میشدن و اونائی که هیچ کدوم رو بلد نبودن معلم ما میشدن
“دیگر دیر شده بود، و هر دویمان مجبور بودیم برویم، ولی دیدن دوباره آنی بسیار عالی بود. فهمیدم که او چه آدم فوقالعادهای است و صرف آشنایی با او چقدر لذتبخش میتواند باشد و … یاد یک جوک قدیمی افتادم: "فردی پیش یک روانپزشک میرود و بهش میگوید: دکتر برادرم خل شده؛ فکر میکند که یک مرغ است." دکتر میگوید خوب چرا برای درمان نمیآوریش؟ و طرف میگوید: “میخواستم؛ اما به تخممرغهایش نیاز دارم!”. خب، گمان میکنم این کاملاً همان احساسی است که من الآن در مورد روابط [زن و مرد] دارم؛ میدانی… [روابط] خیلی غیرمنطقی، احمقانه و پوچ و … هستند ولی، اِ…، من حدس میزنم داخل رابطهها میمانیم چون، اکثر ما … به تخممرغهایش نیاز داریم.
دو سالشه، سرماخورده، بردنش دکتر، از اول تا آخر حواسش به یه سوسک مرده زیر تخت مطبه، با پا جا به جاش می کنه وگاهی دور از چشم دیگران به شاخکهاش دست میزنه، فوتش می کنه و .... موقع رفتن بهش می گن "با خانوم دکتر خداحافظی کن"، میشینه کنار جسد سوسک و باهاش بای بای می کنه.
عاشق اینم که #قرآن میگوید : بهشت را برای خوبها میآوریم نزدیک(واز لفت الجنه للمتقین غیر بعید) رمزوارگی این نزدیک آمدن بهشت، خیلی لطف دارد.دوست دارم که نمی گوید آنها را می بریم نزدیک. نمی چسبد آدم را بردارند ببرند جایی. می گوید بهشت را می آوریم دم دستشان. لازم است دیگر. آدم باید گاهی یک بهشت دم دستش باشد...
دختر داييم شيش سالشه يه حلزون پيدا کرده آورده خونه هرجا حلزون ميره اين پشت سرش ميره صورتشو ميماله به کف زمين ميگم چرا اينکارو ميکني عزیزم؟ ميگه چون حلزون موقع حرکت ترشحاتی از خود به جا میزارن که حاوی کلاژن و الاستینه که باعث میشه چین و چروک صورت از بین بره وصورتی شاداب و به ما هدیه بده و دیگه باید با چین و چروکا خدافظی کرد اونوقت من 6 سالم بود صورتمو میگرفتم جلوی پنکه می گفتم آآآآآآآآآآاااااااااا کیف میکردم