این حقیر 2 ماه سعادت حضور در کنار شما خوبان را نداشت ... جا دارد تا در اولین پست؛ مراتب تشکر و سپاس خود را از همه شما عزیزانی که در این ایام فرقت با خطابها و دیدگاههایتان بیادم بودید را اعلام نمایم ... دوستتان خواهم داشت چون همیشه و دستان پر مهرتان را میبوسم / مستدام باشید و شادکام ... !/
با این ک مدتها از قضیه ی آکادمی گوگوش و #ارمیا گذشته اما پستی از وبلاگ خانم طلبهای را عیناً در دیدگاه پینوشت میکنم..... { پیشنهاد میکنم از دستش ندید }
پ.ن: «سلام ارمیا. بگذار بهتر بگویم سلام ارینب مشایخی. شاید مرا به خاطر نیاوری. ولی من تصویری واضح و روشن از تو توی ذهنم دارم. یادت میآید صبحگاههایی را که توی نمازخانه قرآن میخواندی و همه غرق در سکوت گوش میکردند. روزهایی را که با نعیمه میرفتید مسابقات قرآن و تو همیشه رتبه میآوردی؟ الحق و الانصاف صدای خوبی داشتی. راستی خوابگاه هشتاد و چهار یادت هست؟ به یاد داری با همسرت قرار گذاشته بودید راس ساعت نه به ماه نگاه کنید. دبیرستان که تمام شد تو رفتی دانشگاه ما آمدیم حوزه. تو فلسفه خواندی ما دروس دینی. از این جا راهمان جدا شد. ولی تو همایشهای فارغالتحصیلان معمولا بچهها از هم خبر میدادند. مرادی تو را توی دانشگاه علامه دیده بود. حالا تو از ایران رفتهای و این چند روزه که من تو را شناختهام زندگیم با بهت عمیقی رو به رو شده. باور نمیکنم ارینب دختر آرام و خوشصدای مدرسه حالا تبدیل شده به اولین خواننده محجبه اکادمی گوگوش. این روزها تا پشت سیستم مینشینم ناخودآگاه سرچ میکنم اورینب مشایخی. این روزها به عکست خیره میشوم. همان چشمهای سبز. همان لب و دهان. همان صدا. کاش میفهمیدی تو را هم در مسلخ گلشیفتهها قربانی کردند. این روزها سر به سجده میگذارم آنقدر میگویم اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا تا نفسم بند بیاید».
پی نوشت:حق دارید باورش همان قدر که برای من سخت بود شاید برای شما هم سخت باشد.اگر به صفحه [!] بوکش سر زدید ادرس وبلاگ مرا بگذارید و بگویید نشان به ان نشانی که دندان های نا مرتبی داشت و ارتودنسی کرده بود.در صورت انکار بگویید تا نشانه های بیشتری بدهم.
یکی بود یکی نبود توی دریا بر آبادی نور ، پشت کوه های بلند ، یه جای دور ، یه پری آتیشپاره ، قد نخود دس به کمر ، سرتق و قد ، یه خوشکلک ، گوله نمک ، همش پی دوز و کلک . تپل مپل ، نون بربری ، دستاش کثیف و جوهری ، دمش هوا سرش فکل یه دختر حسابی خل . ته تغاری بچه ننه ، انگار طلبکار از همه ، قهر و حسود کنج خونه اش نشسته بود . (بر گرفته از کتاب دریاپری و کاکل زری) .... (( متن پروفایل یکی از #عزیزان ))
گاهی اتفاقاتی میافتد برایت که نه عاملش هستی نه راهحلش. بعد مدام دست و پا میزنی تا مصداق این ضربالمثل انگلیسی نشوی؛ «نذار بهت تجاوز کنن. اما اگه زورت نرسید، بیخیال شو و حالش را ببر»...../
اولین تیم امدادی که به بوشهر رسیده تیم هلال احمر استان فارس بوده، با وجود فاصله ۳۰۰ کیلومتری !! حتی زودتر از نیروهای خود استان بوشهر!!! حالا هی بگید شیرازیا اینجوری... شیرازیا اونجوری!
علیرضا یاسوج شاید حدود 15 سال پیش.من بچه بودم.تو ذهنم بود.بوشهر به سن من نمیرسه.حتی چون بوشهر جز فارس بوده به خلیج فارس میگن خلیج فارس.فارس رو با توجه به اسم فارس میگن
تمامی امتحانات رو انداختن قبل از انتخابات برای چــــی؟؟؟هیچی خدای نکرده دور هم جمع نشیم دیگه اره[اگه ما بخار این کارا رو داشتیم هیچ وقت دلار امروز3650تومن نبود!!!]