دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ᾋṨἬἝƓἬ

این جا می توانی خودت باشی خالی از رنگ ،سفید سفید............ درباره »
ᾋṨἬἝƓἬ
زن
امتیاز: 5194

دنبال‌شدگان

(1003 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(913 کاربر)

گروه‌ها

(35 گروه)

بازدید

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده ...... بازگردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ ...

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

گر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم / کسی که حرف دلش را نگفت من بودم / دلم برای خودم تنگ می شود آری / همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

این روزها هم داره میگذره گرم و طولانی و کشدار عینه یه آدامسی که توی یه ظهر تابستونی روی زمین باشه و تو از بخت بدت با کفشت بری روش…نه از زمین جدا میشه نه از ته کفشت…همینطوری کش میاد…

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

وقتایی که روزانه نمی نویسم سوژه ها ازم فرار میکنن.. وقتی هم که هستن حافظه ام یاری نمیکنه....

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

تو را بانو نامیده‌ام .... بسیارند از تو بلندتر، بلندتر.... بسیارند از تو زلال‌تر، زلال‌تر.... بسیارند از تو زیباتر، زیباتر..... اما بانو تویی....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᾋṨἬἝƓἬ
1b013dc1a1647868285e5ac0d8b1bccf4466647c.jpeg ᾋṨἬἝƓἬ

این روزها یهو چشمام ، زیادی یه روی سیاهی ها باز شد و من ظرفیت روبه رو شدن با این سیاهی های آدمها رو ندارم....../

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

یک نگاه حتی، حرامم باد ! اگر تو عاشق من نباشی ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᾋṨἬἝƓἬ
gilbert%20garcin.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

خودت باش ; بقیه ی نقش ها همه گرفته شده اند....../

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

انگار که با سر افتاده باشی میان رویای همیشگی .............

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

همیشه بین شیرینی یه رویا یه تلخی کابوس هست که لبخندتو بماسونه......./

ᾋṨἬἝƓἬ
0ad736b521b1e038583cb0ca0caa2431136cccec.jpeg ᾋṨἬἝƓἬ

تو هَم هَم انند هَمه.....اما.... "يك دم مرا به گوشة راحت رها مكن ....با من تلاش كن كه بدانم نمرده‌ام "

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

تبرک ; دل من است، آنچه نگریسته ای تو بر آن.........../

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

ياد داري كه ز من خنده كنان پرسيدي / چه ره آورد سفر دارم از اين راه دراز؟ / چهره ام را بنگر تا بتو پاسخ گويد / اشک شوقي كه فرو خفته به چشمان نياز

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

در زدی , باز کردم....سلام کردی اما صدا نداشتی....به آغوشم کشیدی اما سایه ات را دیدم که دست هایش توی جیبش بود

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

من , راه تو را , بسته / تو , راه مرا , بسته / امید رهایی نیست / وقتی همه دیواریم .....

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

رخ نمودی / دل ربودی / عقل را کُشتی / و رفتی... .