αѕнιρнσηιχ
وگر صد باب حکمت پیش نادان .................... به خار آیدش بازیچه در گوش!
αѕнιρнσηιχ
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را ...................... به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
αѕнιρнσηιχ
رام از تو نمی شود زمانه .......... رام از چه شدی رمیدن آموز
αѕнιρнσηιχ
دلم تنهاست ماتم دارم امشب ....................... دلی سرشار از غم دارم امشب
αѕнιρнσηιχ
دستم به ماه می رسد امشب اگر که عشق ......................... دست مرا دوباره بگیرد مگر که عشق
αѕнιρнσηιχ
رسم دورنگی آیین ما نیست .............. یک رنگ باشد شب و روز من
αѕнιρнσηιχ
شکر نعمت نعمتت افزون کند ..................... کفر نعمت از کهت بیرون کند
αѕнιρнσηιχ
رستم یلی بود در سیستان ............... منش کردم رستم داستان
αѕнιρнσηιχ
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم خطا ...................... سوختم خود را برای او غلط کردم غلط
αѕнιρнσηιχ
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش ............................. گل در اندیشه که چون عشوه کند درکارش
αѕнιρнσηιχ
دین و دل بردند و قصد جان کنند ...................... الغیاث از جور خوبان الغیاث
دنبال شدین
13 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 55 دقيقه قبل توسط آندرویدشما هم همینطور
13 سال و 3 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 50 دقيقه قبل