آتـریـن
چرا مرا با ظرف های شکسته مقایسه میکنی؟ من که هنوز میتوانم تو را صدا کنم... (احمدرضا احمدی)
آتـریـن
نیا باران زمین جای قشنگی نیست...(ادامه...)
آتـریـن
چه قدر دلم یه شکم سیر گریه میخواد...!
آتـریـن
از یک چیز اینجا خیلی خوشم میاد
آتـریـن
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم پی خوابی شاید پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی...
آتـریـن
آه...آیا ناله ام ره میبرد در تو؟/ تا زنی بر سنگ، جام خودپرستی را/ یک زمان با من نشینی، با من خاکی/ از لب شعرم بنوشی درد هستی را... (فروغ)
آتـریـن
شاید اگر تو پرسیده بودی به تو جواب داده بودم...
آتـریـن
یاد باد آن پیر فرخ رای فرخ پی / آنکه از بخت سیاهش نام شیطان بود / آنکه در کار تو و عدل تو حیران بود / هر چه میگفت، دانستم، نه جز آن بود
آتـریـن
نه انگار این عصر جمعه هنوز واسه دل ما تموم نشده!
آتـریـن
نمیدانم چه میخواهم بگویم / زبانم در هان باز بسته ست
آتـریـن
کاش خداحافظی نمیکردی و میرفتی من عمری خداحافظی تو را به یاد داشتم (احمدرضا احمدی)
آتـریـن
همه عمر بر نیمکتی نشسته بود دلش خوش بود رنگ نیمکت بنفش است فقط صدای بال زدن کبوتران را میشنید. او را صدا زدیم جواب نداد...کبوتران پر زدند. (احمدرضا احمدی)
آتـریـن
تا بوده چشم عاشق در راه یار بوده / بی آنکه وعده باشد در انتظار بوده