آتـریـن
آبان شدا...یه بارونم نزد لااقل بریم زیرش آهنگای دلخواهمونُ گوش کنیم...
آتـریـن
ما نه دریاییم ، تا خود موج خود گردیم / ما نه توفانیم ، تا خود خشم خود باشیم / ما که از چشمان او بیهوده افتادیم / از چه میکوشیم تا خود چشم خود باشیم؟
آتـریـن
آواز عاشقانه ما در گلو شکست / حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست (قیصر امین پور)
آتـریـن
قراره واسه تحقیق فردا فکر کنم ولی اصلا فکرم نمیاد
آتـریـن
حرفهای ما هنوز ناتمام...تا نگاه میکنی...وقت رفتن است...باز هم همان حکایت همیشگی! (قیصر امین پور)
آتـریـن
امروز هوا ابری بود...دلم شمال میخواست بدجــــور!
آتـریـن
غمت؟ در نهانخانه دل نشیند...
آتـریـن
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
آتـریـن
تو خود فرشتهاي نه از اين گل سرشته ای/ گر خلق از آب و خاک تو از مشک و عنبری
آتـریـن
در کعبه ی کوی تو هر آن کس که درآید / از قبله ی ابروی تو در عین نماز است
آتـریـن
چرا تا شکفتم...چرا تا تو را داغ بودم ، نگفتم...چرا بی هوا سرد شد باد...چرا از دهن حرف های من افتاد...(قیصر امین پور)
آتـریـن
یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان / بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود