آتـریـن
بر تو چون ساحل آغوش گشودم/ در دلم بود که دلدار تو باشم/ وای بر من که ندانستم از اول/ روزی آید که دل آزار تو باشم (فروغ)
آتـریـن
عاشقم، عاشق ستاره صبح عاشق ابرهای سرگردان عاشق روزهای بارانی عاشق هر چه نام تست بر آن...
آتـریـن
در اتاق کوچکم پا مینهد / بعد من، با یاد من بیگانه ای / در بر آئینه میماند به جای/ تار موئی، نقش دستی، شانه ای
آتـریـن
وقتی اومدم اینجا پست های قشنگی میخوندم که نمیدونم چرا الان کم رنگ شدن!
آتـریـن
ما عشق را به مدزسه بردیم در امتداد راهرویی کوتاه در یک کتابخانه کوچک بر پله های سنگی دانشگاه و میله های سرد و فلزی...گل داد و سبز شد (قیصر امین پور)
آتـریـن
وقتی تو نیستی ته هست های ما چونانکه بایدند نه بایدها...
آتـریـن
ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد...
آتـریـن
چرا تا شکفتم چرا تا تو را داغ بودم نگفتم چرا بی هوا سرد شد باد چرا از دهن حرف های من افتاد...(قیصر امین پور)
آتـریـن
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند / نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست؟
آتـریـن
شب زنده داری هم عالمی داره ها...
آتـریـن
نام تو چیست؟ لبخند کودکی است که با حالتی نجیب لب باز میکند که بگوید: "سیب"
آتـریـن
اسیر بند شکم را دو شب نگیرد خواب / شبی به معده سنگی شبی زدل تنگی
آتـریـن
تک تک دانه های باران میخواهند داور عمر ما باشند...باشند! ما اعتراضی نداریم!
آتـریـن
یک نعره مستانه از جایی نشنیدیم / ویران شود این شهر که میخانه ندارد