آتـریـن
مرد دوست نداشت خانه را ترک کند، اما باید از آنجا میرفت. اهل خانه او را در جعبه ای چوبی گذاشتند و به دو مرد تنومند سپردند تا از آنجا دورش کنند. او میخواست فریاد بکشد و از بی مهری ها گلایه کند، اما نمیتوانست. هر چه زور میزد صدای اش درنمیامد. مرد مرده بود و نمیدانست. (رسول یونان)
آتـریـن
ترنج مال کدوم آلبوم نامجوئه؟
آتـریـن
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد...
آتـریـن
دستمال های مرطوب تسکین دهنده دردهای بزرگ نیستند.
آتـریـن
این تیکه آهنگ همچو فرهادشُ دوست دارم : "دلا دیشب چه میکردی تو در کوی حبیب من...الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من"
آتـریـن
نه هلیا! تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است. تحمل اندوه از گدایی همه شادی ها آسانتر است. سهل است که انسان بمیرد تا آنکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد.
آتـریـن
به نظر من آلبوم مایه ناز عقیلی یه شاهکاره
آتـریـن
میتوانی تو به من زندگانی ببخشی، یا بگیری از من، آنچه را میبخشی.
آتـریـن
من چه میدانستم، دل هر کس دل نیست قلبها، ز آهن و سنگ قلبها، بی خبر از عاطفه اند.
آتـریـن
قصه نغز تو از غصه تهی ست. باز هم قصه بگو، تا به آرامش دل، سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم (حمید مصدق)
آتـریـن
در دلم آرزوی آمدنت میمیرد رفته ای اینک، اما آیا بازمیگردی؟ چه تمنای محال، خنده ام میگیرد!
آتـریـن
قصه شیرینی ست. کودک چشم من از قصه تو میخوابد.
آتـریـن
تو اگر باز کنی پنجره را، من نشان خواهم داد، به تو زیبایی را. (حمید مصدق)
آتـریـن
دارم گوشه گیر میشم بند و بساطم رو از همه جا جمع کردم یه وبلاگم مونده و یه دنبالری که به من میگه نیمه فعال : )
آتـریـن
تو گل سرخ منی/ تو گل یاسمنی/ تو چنان شبنم پاک سحری/ نه، از آن پاک تری.