azita
آب نریختم که برگردی ...!! آب ریختم تا پاک شود هر چه رد_پای توست از زندگیم
azita
اشکام دونه دونه میبارن از چشمام...قطره قطره میریزن تو دستام...ولی دیگه تو نیستی پای حرفات...
azita
نوشتم نامه اي سويت نديدي؟ و يا ديدي ولي آنرا دريدي؟ نخوانده نامه ام را پاره کردي مگر از جان بيمارم چه ديدي؟
azita
گفتند :به اندازه ی گلیم هایتا ن و به اندازه ی دهان هایتان اما حرفی از وسعت آرزو هایمان نزدند
azita
اگر مهربان باشي مردم تو را متهم ميکنند که پشت اين مهرباني، هدف هاي خود خواهانه پنهان شده!
azita
رود اشكم كه به درياچه غم مي ريزد..... خوابم از حالت چشم تو به هم ميريزد
azita
همیشه با کسی دردُ دل کنید که دو چیز داشته باشد یکی "درد" دیگری "دل" ! غیر از این باشد به تو می خندد
azita
امروز دیدمت خسته بودی اگه اشتباه نکنم دل شکسته بودی دیگه دوستم نداری می دونم حتما به دیگری دل بسته بودی
azita
آدمهای دست نیافتنی آدمهای تنهایی هستند....
azita
بعضی زخمها را باید درمان کنید تا بتوانید به راهتان ادامه دهید بعضی زخمها باید باقی بمانند تا هرگز راهتان را گم نکنید!
azita
گناه را به گردن دنیا و دیگران نگذاریم, كوتاهی از همت و كوشش ماست
سلام ....
15 سال و 1 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 46 دقيقه قبلسلام مرسی از لطفتون...خوب هستید ؟
15 سال و 1 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 45 دقيقه قبلممنون .......... شما خوبید؟
15 سال و 1 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 44 دقيقه قبلشکر که خوبید ...منم شکر خوبم
15 سال و 1 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 41 دقيقه قبل