azita
آنقدر هی به خدا سپردمت که برداشت تو را با خودش برد آن دورها ......!
azita
ﺗﻮ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔــــــﻮﯾﯽ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺧﻮﺷــــــحالﺷﻮﻡ! ﻭ ﻣﻦ ﺍﺣﻤــــــﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ... ﺗﺎ ﺗو ﺩﻟﮕﯿــــــﺭ ﻧﺸﻮی
azita
ضرر نکرده ام نه! انقدر به تو پیله کردم تا پروانه شدم..
azita
دلمو شکستی اما تو اشتباه کردی.... قسم به اون خدامون خیلی گناه کردی
azita
سطر سطر نوشته هایم بر طاقچه احساسم خاک خوردند تازه فهمیدم چقدر جزیره رنج می کشد که روی دست دریا باد کرده است!
azita
نوبت به عاشقانه ها که مي رسد واژه ها براي رسيدن به تــــو از هم پيشي مي گيرند..
azita
آنقــدر مرا سرد کرد از خودش .. از عشق ..کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..لیز میخوریــد
azita
آدما مترسک نیستن که وقتی واسه کلاغهای دلت تکراری شدن اونو با یکی دیگه عوض کنی ! خودت باش قبل از اینکه مترسک دیگران بشی
azita
فکر تنهایی نباش ، تنهایی خودش تنهاست ، تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست
azita
گرگ اجل یکایک ازین گله میبرد وین گله را ببین که چه آسوده می چرد ..
azita
ای آمده گریان تو و خندان همه کس وز آمدن تو گشته شادان همه کس امروز چنان باش که فردا چو روی خندان تو برون روی و گریان همه کس
azita
دوست داشتن یک نوع باوره، خوش به حال آن باوری که صادقانه باشد