azita
از ذهن تا دهن فقط یه نقطه فاصله هست تا ذهنت را باز نکردی دهنت را باز نکن . . .
azita
خواستن همیشه توانستن نیست ... گاهی ، خواستن داغ بزرگی است که تا ابد بر دلت می ماند ...
azita
از این دنیای بی حاصل کسی چیزی نمی دونه .... دو روز آفتاب و مهتابه دو روز هم باد و بارونه
azita
ساده ی ساده از دست می روند همه ی آن چیز ها که سخت سخت.. به دست آمدند.....!
azita
من در صــحرای اندوهت گم شده ام //اندک اندک سوخته ام و کم شده ام راهی نیست برای رسیدن به عشقت //میان سرزمین وجودت گم شده ام
azita
این که هربارسرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزشت نیست آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه توهستند.
azita
چرا یادم می رود که رفاقت ، چه قدر می تواند بنیادش بر باد باشد
azita
تو را در عين دوري دوست دارم / تو را با اين صبوري دوست دارم / گل نرگس ، گل جاويد ايام / تو را صد سال نوري دوست دارم .
azita
هی می گويند کارنامه اعمال! مگر تک درس هم کارنامه ميخواهد؟ کل زندگی مان زنگ املا بود؛ خدا می گفت و ما می نوشتيم
azita
هیچ ماشینی به مقصدِ تو نمیرساندَم. مسافرکِشها هم فهمیدهاند خــــیـــالــــی بیشْ نبودهای!
azita
کنار تو که گام برمی دارم جهان به من سلام می کند!
azita
هر سحر آفتاب من بودی / همه شب ها شهاب من بودی / ور شکستم بدون چشمانت / تو تمام حساب من بودی .
azita
تعجب میکنی تو را انتخاب کردم... من از کودکی به چیدن گلها علاقه داشتم...
azita
تو این دوره زمونه دیگه گرگها هم افسرده شدن به جای زدن به گله میشینن کنار چوپان و با نوای نی گریه می کنن!!