بازی با کلمات و دِل واژه ...
نه تنها ترکت می کنند وقت رفتن با تمام پررویی دستور هم میدهند : مواظب خودت باش ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دیشب حوالی چشمانت پرسه زدم کوچه های دلت را وجب کردم تاببینم خاطره های باتو بودن را اما سالهاست روزهای بی تو بودن را در چارچوب کودکی ام قاب گرفته ام
بازی با کلمات و دِل واژه ...
اَشکـــــــی در انتظــــ ــــــــــار گریستـــن نشستــــــه است همچـــون مـــــن که در امتــــداد ریـــل هـایِ قطــــارِ فـاصلــ ــ ــــه ها به انتظــــ ــــار تـــ ــو نشستــــــه ام ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یه وقتایی ... آدم ... یـهـویـی مـی فـهـمـه ... چـقـدر تـنـهــاســـت ...
بابک...
بی بغل آدم نمی میرد ... ، امّا زنده گی هم نمی تواند بکند ...
بابک...
کیستی که من اینگونه به جد در دیارِ رؤیاهای خویش با تو درنگ میکنم؟
بابک...
همه جا تاريك بود در پى نور ما به راه افتاديم و از هر كه رسيد به در خانه ما ، پرسيديم كه خورشيد كجاست ؟ ما نمى دانستيم اميد در دل ها همان خورشيد است پس بياييد به دنبال اميد همه جا پا بنهيم ...