بابک...
میخواییم بزنیم به سلامتی پسرایی که میشینن بپای عشقشون که جواب بگیرن اما اخرش یه نه میشنون تورو به هرچی اعتقاد داری نیا بنویس مگه هستن چنین پسرایی؟ ارهههههههه هستن بزنین به سلامتیشون ...
بابک...
وصیت نامه ای جالب منسوب به "وحشی بافقی" روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مســــت و خراب از مـــی انـــگور کنیــــد مزد غـسـال مــرا سیــــر شـــرابــــش بدهید مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید بر مـــــــزارم مــگــذاریــد بـیــاید واعــــظ پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حـــافـــظ جای تلقــیـن به بــالای سرم دف بـــزنیــد شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیــد اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد روی قــبــرم بنویـسیــد وفـــــادار برفـــت آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت
بابک...
کی گفته زمان طلاست ... !؟ من مزه مزه اش کردم ؛ زمان عین الکله ! ثانیه ثانیه میسوزونه میره تو عمق وجودت .... مست مست که شدی ، چشاتو باز میکنی میبینی عمرت گذشته و تو موندیو خماری از دست رفتن یک عمر .
بابک...
از تـ ُ چـهـ پنهــانـ گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ کـ شـروع مۓ کنم بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن بـ بوۓ تنتــ ...
بابک...
پیشانی اَت بُقعه ی هَمیشــه اَمن یاد ِ من استـ ... می بوسَمش شایـــد از پُشت این ضَریـح حــاجت رَوا شومـــ !!!
بابک...
شکستم نه آن زمان که رفتی .. همان وقت که گفتی می روی ..
بابک...
مـَــن .. طَعـــم شیرین یافتن را در طَعم تلــخ از دَستــــ ـــ ـ دادن یافتــَـم و در این میان سَهم من تنهـــــا یک یادَتـــ ـــ ـ به خیر ساده بود ..
بابک...
چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوز دوستش داري چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديوار تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خيال ساعتها باهاش حرف بزني اما وقت ديدنش هيچ چيز جز سلام نتوني بگي چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه ها تو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز دوستش داري ...
بابک...
هیچوقت عشق را گدایی نکنید معمولا چیز با ارزشی به گدا داده نمیشود.
بابک...
بـــــاور کن بیشتر از تو دلتـــــنگم... حداقل یک سر و گردن !!
بابک...
ازسكوت پرسیدم:برای بهترین دوستم،چه بنویسم؟ گفت بنویس: ما را مثل روزگاران فراموش نكن...
بابک...
آن کسی راکه دوست داشتم آدم باگذشتی بود…ازمن هم گذشت…
بابک...
خنده را معنی ز سرمستی مکن آن که می خندد غمش بی انتهاست ...
بابک...
چه فرقی دارد پشت میله ها باشی یا درخیابان های شهر درحال قدم زدن; وقتی که ارزوهایت در حال حبس باشد....
bezan be salamati dokhtaraii ke be paye eshgheshon neshastan
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 15 دقيقه قبلبه سلامتیشون
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 14 دقيقه قبل