بابک...
بچه که بودیم میدانستیم هر وقت گم شدیم باید سر جایمان بمانیم تا پیدایمان کنند… مدتهاست ایستاده ام کسی مراپیدا نمی کند!
بابک...
یه زمان ملت کارشون که با کامپیوتر تموم میشد روی کیبورد و مانیتور و کیس کاور می کشیدن! یعنی در حد رو مبلی پذیرایی! این روزا وقت نمیشه بدبختو خاموش کنیم خنک شه
بابک...
حتی کفش هم اگر تنگ باشد زخم می کند٬ وای به وقتی که دل تنگ باشد
بابک...
یادش بخیر بچه بودیم اون موقع ها شماره ها روی تلفن نمی افتاد ! زنگ میزدیم مزاحم میشدیم یه بار زنگ زدم یه دختره گوشی رو برداشت ، منم فوت میکردم ! دختره گفت ، خوب حالا من با فشار دادن یک دکمه ….. آقا ما هم از ترسمون سریع قط میکردیم ! یه همچین اسگل هایی بودیم ما !!!
بابک...
“عمو جون درد نداره شل کن” تلخ ترین و بزرگ ترین دروغ تاریخ در تزریقات دوران طفولیت !
بابک...
من اين راکت هاي پشه کش رو که دستم ميگيرم تازه ميفهمم چه ظلمي به خودم کردم که نرفتم کلاس تنيس…
بابک...
بهــار ادامــه پیــراهــن تــوســت کــه روزی میــان گــل هــا وزیــده اســت . . .
بابک...
اوج دلتنگی اوج دلتنگی وقتیه که نه میتونی صداشو بشنوی، نه میتونی ببینش، فقط باید به عکسی که تو دستت گذاشته نگاه کنی. . .
بابک...
من نمی دونم اون استادی که ترم قبل از درسش افتادم این ترم دوباره با چه رویی می خواد بیاد سر کلاس ...
بابک...
در رویـــای ِ کــودک ِ کفــاش هــر روز ...... قـــدم مـی زنــد ، مـــرد ِ هــــزار پــــا.... !!!
بابک...
دلت را درياب بيماريم مسري ست . . . روزهای آخر نفس کشیدن من است دریاب .....
بابک...
حضور تـــو در پشت واژه هايم .. مثل....