دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

راستش را بــگو وقتی دستـــم را گرفتی کدام خط دستـــم را دستکـــاری کردی که ســـر نوشتم از سر نوشته شــد!

بابک...
بابک...

هر کی هم که به ما گفت خوش تیپ برگشتیم دیدیم یا حراست دانشگاست یا گشت ارشاد!!

بابک...
بابک...

ثبت احوال در شناسنامه ام همه چيز را ثبت كرده جز احوالم..

بابک...
بابک...

دقت کردين اونيکه خُرُ پُف ميکنه شبا زودتر خوابش ميبره!!!

بابک...
بابک...

زندگی همیشه در جریانه، ولی مشکل اینجاست که هیچ وقت ما رو در جریان نمیذاره!!!

بابک...
بابک...
در Coma

سر می اندازم کلاف " خیال بافی " ام را می بافم می بافم به " کوری چشم گره ها " , " نقش " تو را خواهم بافت...

بابک...
بابک...
در Coma

آهای حسود... دیگه نمی خوام کور بشی! گناه داری! از خدا می خوام دو تا چشم اضافه بهِت بده که بیشتر بسوزی...!!

بابک...
بابک...

جـدایــــــــی " آنـــــــقدر هــــــا هــــــم کـــــه فکـــــر می کنــــــی تلـــــــخ نیستـــــــــ ! اگــــر هنــــــوز حـــــــرف هــــــای مــن را بـــــاور نـــــــداری، ... از " نـــــادر و ســــیمین " بپـــــــرس کـــــه از تـــــــمام دنیـــــــــا جایـــــــــزه گرفته انــــــــد !!!..

بابک...
بابک...

دیگــر با تقدیــر نخواهــم جنگیــد! که نــــــای جنگیــدن نیستـــــــ ... آتش بس اعلام میکنــم به لبخنــدی !

بابک...
بابک...
در Coma

هستند کسانی که از شدت دلتنگی به کما رفته اند ... حرف نمیزنند ... راه می روند ... نفس میکشند ... ولی چیزی حس نمیکنند ! فقط فکر میکنند و فکر میکنند و فکر میکنند ...!

بابک...
بابک...

همه چی داشت خوب پیش می‌رفت؛ که یهو به خودمون اومدیم دیدیم بزرگ شدیم.......

بابک...
بابک...

نـمـﮯ دانـم آلـزایـمـر بـودﮮ یـا عـشــق «!» از روزﮮ ڪـﮧ مُـبـتـلایَـﭞ شُـدم خـود را از یـاد بُـردم . . / .

بابک...
بابک...

موندم چرا آدمای هوسباز همیشه دست میذارن رو آدمای وفادار ؟ ! خب برن یکی مثل خودشون پیدا کنن.

بابک...
بابک...
در Coma

کاش میدانستم.............................................................به چه می اندیشی؟؟؟؟؟؟ که چنین گاه به گاه میسرایی بر چشم ........................غزل داغ نگاه ! میسرایی از لب ....................شعر مستانه ی آه ! راز زیبایی مژگان سیاه در همین قطره ی لغزنده ی غم..........پنهان است و سرودن از تو با صراحت..........................بی ترس...............باز هم کتمان است

بابک...
بابک...
در Coma

مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن زندگی تکرارِ زخمِ کهنه دیروز نیست بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن