دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در میکده

زندگی دو چیز به من اموخت : ارزوی مرگ و مرگ ارزو..

بابک...
بابک...

من دیوانه ام دیوانه نمی گوید : دوستت دارم ! دیوانه تمام دوست داشتن را ؛ به هر جان کندنی ، جمع می کند از هر دری .... می زند زیر بغل ؛ می ریزد پای کسی که : قرار نیست بفهمد دوستش دارد!!!

بابک...
بابک...

گاهیــــــ دلت میگرد،خیلیـــ.... نـه حســــــِ تنهایی نه حســــِ غم نـه حسِ دوریـــــ گاهیـــــــ دیوانه میشویـــــــــــــــــ از خوبی ِ یکـــــی، بد بودن دیگری..... گاهیــــ.......میشکنی از اینکه سادگیـــــ را به حساب ِ حماقتـــــ میگذارند..... رسـم دنیـا که میگویند هَمَشـــــــــــــــ همین بود؟؟؟؟؟!!@NANAziiiiiii

بابک...
بابک...

و سكوت چه زيباست ؛ وقتى ميدونى همه دروغ ميگن ... !

بابک...
بابک...

برید ببینید و بخندید

بابک...
بابک...

این روزها منتظرم ... که یکی صدام کنه ... . . . هی! بیدار شو ... بریم ... تموم شد ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

قرار شـد اشکـَنـَـک باشد و سر شکستـَنَـک ..... اما این بازی که تو راه انداختی ... سراسر دل شکستنـَـک بود و بس .....

بابک...
بابک...

بی بغل آدم نمی میرد ... ، امّا زنده گی هم نمی تواند بکند ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

توی حیاط دبیرستان یه نفر یقه پیرهنمو گرفت ، فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد ! بچه ها دور ما حلقه زده بودن و فریاد می کشیدن .... قورتش بده .... !!! چون هیکلم بزرگ بود اون هی مشت می زد و من فقط دفاع می کردم ...!! باز اون مشت می زد و من فقط و فقط دفاع می کردم !! بلاخره یه خراش کوچیک رو صورتم افتاد ... فرداش خواهرش بهم گفت حداقل تو هم یه مشت می زدی روم نشد بهش بگم ... آخه چشماش شبیه تو بود !!!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

هم چپ و نگاه ميکن هم راست ! اينا همونايي هستن که هم از دشمن نارو خوردن ، هم از دوست ... !!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

از ناودان لذت به شکرانه ی طواف قطره های عشق می بارد در حرم آغوش...

بابک...
بابک...
در حرف دل

می‌ترسم باران برتمام دنیا ببارد و تو نباشی از آن روزی که رفته‌ای من عقده‌ی باران دارم…

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط بابک...

میشه یکی بیاد نبضمــو بگیره .... میگــم نکنه مـا مُــــردیــم ؟!! داغیــــم نمیفهمیــم ......!

بابک...
بابک...
در حرف دل

این حس لق از دهان دلم افتاد تنها تبت بر تنم مانده که با دریای قطب شمال هم پاشویه نمی*شود ...

بابک...
بابک...

کاش بودم همچو عنقا بی نشان در روزگار تا نبیند چشم تنگ مردم دنیا مرا {صائب }