دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

شکستن ...خـــرد کردن... ســــــــوزاندن ....خاکســـــتر کردن .......به باد دادن ... از هر انگشتت یک هنر می بارد !

بابک...
بابک...

سعی کن خودت باشی ... دیگران به اندازه کافی هستند .. !

بابک...
بابک...

خیاط خوبی ست خدا اما دل مرا، به عمد یا سهو،نمی دانم!!... شاید بی هوا تنگ به سینه ام کوک زد...

بابک...
بابک...

حسی دارم ، اگر بدانی بد نیست شعری گفتم تو هم بخوانی بد نیست الان خیلی دلم برایت تنگ است در هر صورت خبر رسانی بد نیست

بابک...
بابک...

شراب خواستم... گفت : " ممنوع است " آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است" بوسه خواستم... گفت : " ممنوع است " نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است " نفس خواستم... گفت : " ممنوع است " حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ، با یک بطری پر از گلاب ، آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه ، سنگ سرد مزارم را و چه ناسزاوار عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ، نگاه می کند و در حسرت نفس های از دست رفته ، به آرامی اشک می ریزد .

بابک...
بابک...

چشـــــــــــم های تــــــــــــــــــــــــو غـــــــــــــــزلـــــ استــــــــــــ . . . کــــــــــاشــــ . . . منـــ حـــــــــافــــــظ چــــــــــــشمهایــــ تــــــــــ ـــو بودمـــــ . . .

بابک...
بابک...

رفتــم گفتـم از “خـــــیرش” مـی گــذرم شنیـدم کـه زیــر لب گُفـت از “شــــــرش” خــلاص شـدم . . .

بابک...
بابک...

اشک هایم چه بچه شده اند .. ! گونه هایم را با سُرسُره اشتباه گرفته اند .. ! هی با یاد تو ، از گوشه ی چشمانم سُر می خورند ... !

بابک...
بابک...

بـعــد از " تـــــ و " مـــــا ، بـاز هـــــم خـندیـدیـم ، امـــا یکـــــــــ پـای خـــــنده‌هـایمـــان همــیشـه مــی‌لـنـگــــــیـد

بابک...
بابک...

“ مـنـے” که . . کـنـارش" تـــــــــو " نـبـاشـد . . بـزرگـتـریـن پارادوكس دنـیــ ـ ـ‌ ــاسـت ..

بابک...
بابک...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را التفاتی به اسیران بلا نیست تو را ما اسیره غم و اصلا غم ما نیست تو را..

بابک...
بابک...
در Coma

وطن یعنی کنار خاک کوروش به زانو ماندن و افسوس خوردن که صد ها بیرق خاک وطن را اجامر ها به شب تاراج بردند ...

بابک...
بابک...

هر دم از آئينه مي پرسم ملول چيستم ديگر، بچشمت چيستم ليک در آئينه مي بينم که، واي سايه اي هم زانچه بودم نيستم..

بابک...
بابک...
در Coma

آن دختركي كه ياس آتش ميزد در ذهن همش حواس آتش مي زد دهقان فداكار خيالم بود و در دفتر من لباس آتش ميزد

بابک...
بابک...

ﻣﯿﮕﻦ ﺗﻮ ﺍﺩﺩﻟﯿﺴﺖ ﻫﺮﮐﯽ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺷﻪ ﮐﺼﺎﻓﻂ ﮐﺠﺎﯾﯽ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻦ ﺩﯾﮕﻪ D: