بابک...
مامانم مسافرته زنگ زده میگه خونه رو تمیز کن شاید با خاله ت اینا بیایم … . خبر نداره بعد از دو ساعت که داشتم از تشنگی تلف میشدم آخرش از آب گلدون خوردم ! توقعایی دارنا !؟!؟!؟!
بابک...
ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ زپرتی ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﺯﺩﻩ : » ﻣﻮﻫﺎﻣﻮ ﺑﻠﻮﻧﺪ ﮐﺮﺩﻡ ، ﻫﻮﺭﺍﺍﺍﺍ !! « ﺳﻪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻻﯾﮏ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻫﯿﭻ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺎﯼ ﮐﺎﻣﻨﺘﺎ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺗﺸﻨﺞ ﺷﺪﻥ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻧﻮﺑﺖ ﺻﺒﺢ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﺷﺪ
بابک...
برای بعضیا تحقیر"شدن کافی نیست باید" تفریق "بشن از کل زندگیت!!
بابک...
نمیتوانید کسی را .... بارها و بارها بیازارید .... وانتظار داشته باشید که .... همچنان دوستتان داشته باشد ....
بابک...
وقت هائي هست که جز به بودنت دلم رضايت نمي دهد حالا ... من از کجا تو را بياورم ؟
بابک...
نامت چه بود؟ آدم فرزند؟ بنویس اولین یتیم خلقت محل تولد؟ بهشت پاك اینك محل سكونت؟ زمین خاك آن چیست بر گرده نهادی؟ امانت است قدت؟ روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك اعضاء خانواده؟ حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك روز تولدت؟ روز جمعه، به گمانم روز عشق رنگت؟ اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه چشمت؟ رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان وزنت ؟ نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست ،نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك جنست ؟ نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا شغلت ؟ در كار كشت امیدم شاكی تو ؟ خدا نام وكیل ؟ آن هم خدا جرمت؟ یك سیب از درخت وسوسه تنها همین ؟ همین!!!! حكمت؟ تبعید در زمین همدست در گناه؟ حوای آشنا ترسیده ای؟ كمی ز چه؟ كه شوم اسیر خاك آیا كسی به ملاقاتت آمده؟ بلی كه؟ گاهی فقط خدا داری گلایه ای؟ دیگر گلایه نه؟، ولی ... ولی چه ؟ حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟ دلتنگ گشته ای ؟ زیاد برای كه؟ تنها خدا آورده ای سند؟ بلی چه ؟ دو قطره اشك داری تو ضامنی؟ بلی چه كسی ؟ تنها كسم خدا در آ خرین دفاع؟ می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
بابک...
آدم های ساده را دوست دارم! همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند! همان ها که برای همه لبخند دارند! همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند! آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است، آدم های ساده را دوست دارم! بوی ناب آدم می دهند!