بابک...
سخت است نوشتن...... این روزها سخت است نوشتن...... سخت است سخن گفتن از ناگفته های دل...... این روزها........ سخت است انتظار............ انتظار........................ "گذر زمان محبت را در دل عمیق تر میکند و این است
بابک...
این باران،بعد از تو،رحمت نیست! عذاب است که بر ما نازل میشود،عذاب. حیف که پیامبری نیست تا آیه اش را بر ما بخواند.
بابک...
مرغ سحر ناله سرکن داغ مرا تازه تر کن زآه شرر بار این قـفس را برشکن و زیر و زبر کن بلبل پـر بسته ز کنج قـفس درآ نغـمهء آزادی نوع بشر سرا در نفسی عرصهء این خاک تیره را، پر شرر کن! ناله سر کن ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد ای خدا! ای فـلک! ای طبـیعـت! شام تاریک ما را سحـر کن، پر ثمر کن نوبهـار است، گل به بار است ابر چـشمـم، ژاله بار است این قـفس، چون دلم تـنگ و تار است شعـله فکن بر قـفس ای آه آتـشین دست طبـیعـت گـل عـمر مرا مچین جانب عاشق نگه ای تازه گـل از این بـیشتر کن، بـیشتر کن مرغ بیدل شرح هـجران مخـتصر مختصر کن!
بابک...
روزی شیخ به همراه مریدان برای نماز به مسجد برفتندی و در حیاط مسجد وضو بساختندی و وارد صحن مسجد بشدندی. شیخ در کنار مریدی بنشسته بود. ناگهان مریدی بادی بغایت صدادار و طولانی از خود به در کرد و رو به شیخ پرسید : یا شیخ آیا وضوی من باطل گشت ؟ شیخ نگاه غضبناکی به او انداخت و فرمود : با آن ساکسیفونی که تو نواختی وضوی خود که هیچ وضوی من هم باطل گشت. مریدان که این بشنیدند عربده زنان به حیاط مسجد فرار کرده و با خشتک به داخل حوض آب پریدندی و جملگی غسل ارتماسی به جا آوردندی
بابک...
سـلام مــرا بـــه غـــرورت برسـان و بـــه او بگــــو بـهــای قــامــت بــلنــدش تــنــهــایـیـســت...!!!
بابک...
ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺑﺎ ۷ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﺴﺘﯽ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﯼ ، ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﻟﭙﺘﺎﭖ ﺑﺨﺮﯼ ، ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺑﺨﺮﯼ ، . . . . . . . . . . . ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺻﺪﻗﻪ ﺑﺪﯼ
بابک...
گاهى وقت ها
دلت مى خواهد یكى را صدا كنى...
بگویى سلام ،
مى آیى قدم بزنیم ؟؟؟؟!!
گاهى ..
آدم چه چیزهاى ساده اى را
ندارد ...
بابک...
نمی گذاشتم به آسانی دلم را ببری اگر می دانستم بعد از تو زندگی كردن چقدر دل می خواهد ...
بابک...
بعضے وقــــتها ! یـکے طورے مے سوزونتت که هزار نـفر نمے تونن خامـوشت کنن . . . بعضے وقــتها ! یکے طورے خاموشت مے کـنه که هزار نفر نمے تونن روشنت کنن . . .
بابک...
تو را هر شب... دروט رویاهایم در آغوش میڪشم// مـט در نبودنت فقط خوابهایم را زندگے میڪنم(!)
بابک...
شـرابــخـوار نـیـستـم... امّــا.. چـشمـانـت را کـه مـی بــیـنـم خـمـارتــریـن مرد ِ روی ِ زمـین مـی شـوم !!!