بابک...
تنها کسیکه وقتی شکمش را لگد می زدم ازشدت شوق می خندید مادرم بود به سلامتی همه مــــادرا
بابک...
پــــاییز فصـــل رسیدن انــــارهای سرخ استــ؛ و انــــار چــــه دل ـ خــــونی دارد از رسیـــدن ....!
بابک...
سلامتى همه اونایى که همیشه تو جمع میگن و میخندن ولى دو دقیقه که باهاشون تنهایى حرف بزنى میفهمى یه دنیــــــا غصه دارن .
بابک...
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد...
بابک...
عارفی را دیدند مشعلی و جام آب در دست! پرسیدند: کجا می روی؟ گفت: می روم با این آتش، بهشت را بسوزانم و با این آب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم.
بابک...
این جا زمین است. رسم آدم هایش عجیب است... اینجا گم می شوی، به جای اینکه پیدایت کنند، فراموشت می کنند.
بابک...
خسته شدم دیگر از این راه پر هراس ِ گورستان. دیشب که نبودی برای نخستین بار در گامهای آغازین پا سفت کردم به نقطهی سرآغاز بازگشتم و پریدم... دیگر روی زمین نخواهم ماند دیگر، فقط آسمان.
بابک...
نشنو از نی، نی نوای بی نواست بشنو از دل، دل حریم کبریاست نی چو سوزد تلّ خاکستر شود دل چو سوزد محفل دلبر شود
بابک...
لعنت به جاده ها اگه معنی شون جدایی باشه...لعنت
ممنون ../.
13 سال و 11 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 35 دقيقه قبل
13 سال و 11 ماه و 19 روز و 13 ساعت و 39 دقيقه قبل