دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

سایه، و صدا کردم: کو مرز پریدن ها، دیدن ها؟ کو اوج "نه من"، دره ی "او"؟ و ندا آمد: لب بسته بپو. مرغی رفت، تنها بود، پر شد جام شگفت. و ندا آمد: بر تو گوارا باد، تنهایی تنها باد! دستم در کوه سحر "او" می چید، "او" می چید. و ندا آمد: و هجومی از خورشید. از صخره شدم بالا. در هر گام، دنیایی تنهاتر، زیباتر. و ندا آمد: بالاتر، بالاتر! آوازه از ره دور: جنگل ها می خوانند؟ و ندا آمد: خلوت ها می آیند. و شیاری ز هراس. و ندا آمد: یادی بود، پیدا شد، پهنه چه زیبا شد! "او" آمد، پرده ز هم وا باید، درها هم: و ندا آمد: پرها هم. « سهراب سپهری » @رها

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
1348058343112746_large.jpg بابک...
در حرف دل

تنها کسیکه وقتی شکمش را لگد می زدم ازشدت شوق می خندید مادرم بود به سلامتی همه مــــادرا

بابک...
بابک...
در حرف دل

پــــاییز فصـــل رسیدن انــــارهای سرخ استــ؛ و انــــار چــــه دل ـ خــــونی دارد از رسیـــدن ....!

بابک...
بابک...

فاصله تان را با آدمها حفظ کنید! از یک جایی به بعد آدمها، تاوان دوری آرزوهایشان را از نزدیکی شما میگیرند! @نــازی SG

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

سلامتى همه اونایى که همیشه تو جمع میگن و میخندن ولى دو دقیقه که باهاشون تنهایى حرف بزنى میفهمى یه دنیــــــا غصه دارن .

بابک...
بابک...

خواستم از همین تریبون از موتور سواری که چند ساعت پیش تو همت با 120 تا سرعت چسبونده بود به بی ام دبلیو کروکی که رانندش دختر بود تشکر کنم چون وقتی رسیدن تو ترافیک پسره گفت ببین اینقدر خودتو نگیر من عشقایی که با موتورم کردم عمرا تو با ماشینت کرده باشی!!!!!بعدشم گازشو گرفت رفت

بابک...
بابک...

من یبار جوگیر شدم سی‌دی شجریان خریدم، صبح از خونه راه افتادم گذاشتم، رسیدم شرکت هنوز شروع نکرده بود به خوندن

بابک...
بابک...

دیگه کم کم هوا داره سرد میشه و ازدست دعوا با بابامون سر کولر راحت میشیم . دیگه باید خودمونو واسه مسابقات خاموش-روشن کردن بخاری آماده کنیم .

بابک...
بابک...
در حرف دل

بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد...

بابک...
بابک...
در حرف دل

عارفی را دیدند مشعلی و جام آب در دست! پرسیدند: کجا می روی؟ گفت: می روم با این آتش، بهشت را بسوزانم و با این آب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم.

بابک...
بابک...
در حرف دل

این جا زمین است. رسم آدم هایش عجیب است... اینجا گم می شوی، به جای اینکه پیدایت کنند، فراموشت می کنند.

بابک...
بابک...

خسته شدم دیگر از این راه پر هراس ِ گورستان. دیشب که نبودی برای نخستین بار در گام‌های آغازین پا سفت کردم به نقطه‌ی سرآغاز بازگشتم و پریدم... دیگر روی زمین نخواهم ماند دیگر، فقط آسمان.

بابک...
بابک...

نشنو از نی، نی نوای بی نواست بشنو از دل، دل حریم کبریاست نی چو سوزد تلّ خاکستر شود دل چو سوزد محفل دلبر شود

بابک...
بابک...

لعنت به جاده ها اگه معنی شون جدایی باشه...لعنت

بابک...
بابک...

نعمتهای آسمان همیشه باران و نور نیست، گاهی خداوند دوستانی را بر ما نازل میکند از جنس آسمان، به زلالی باران و به روشنایی نور. . . . تقدیم به تو که نعمت خدایی. @☫ ᙓ ᕼ ᖙ ᓰ ♏ ☫

این ارسال را بازنشر کرده است.