بابک...
ایـن بــار چَشمـــانـَـم بـــاز بــود کِـه تـو گُــم شــدی پیـدایــت کـِــه کـــردمـ ... در آغـــوش دیگــــری بـــــودیـــ
بابک...
شــک کــــرده بــــودم کسی بین ماست ! حالا : یقین دارم "مـــن" بین دو نفر ایستاده ام ! چـــــــــقدر تفاوت وجود داشت ; بیــــــــــن واقعیت و طرز فکر مـــــــــــن!
بابک...
پاییز همش بهونه است ، درخت از برگ خسته شد. . . . .
بابک...
آی آسمان! حیایت را به نگاه کدام پنجره داده ای که این گونه عریان! در برابر زمینی خشک ایستاده ای!
بابک...
سکوت گاهی حقیقت بی رحمانه دردیست که نه فریاد آرامش میکند ... نه گریستن نه اعتراض نه گذشتن !!!
بابک...
به صد مرگ سخت به صد مرگ سخت تر در زندگی لحظاتی هست که به صد مرگ سخت تر می ارزد! خاطره ایی شاید رویایی اتفاقی...!!
بابک...
قرار بود تنهایت نگذارم ... ولی چه میشود کرد ؟ با این قلب دقیق که ثانیهای فالش نمیزند و نفسی که هرچه میکشم از سماجت اوست !
بابک...
موهای تو واکنش پیچیده ای ست که باد به سیاهیِ بختِ من نشان می دهد...!