دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

وقتی به آسمان مینگرم از این خرسندم،كه با وجود فاصله ها باز زیر یك سقفیم....

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

گاهـــــــــي بايد سكــــــــــــوت كرد ؛ خدا پاسخ گو خواهـــــد بود .... شک نكن ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

راست می گویند که چه دلت بخواهد ..چه نخواهد... بیشتر وقتها خــدا دلش نمی خواهد

بابک...
بابک...

اینو من نباید بهت بگم ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری که... نمی شه دوستت نداشت!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در Coma

کاش خــودم را جایــی جا بگذارم برگــردم ببینــم که نیستم ...

بابک...
بابک...
در Coma

سهم من از بودن تو حتی یک دل سیر دیدنت هم نشد...........

بابک...
بابک...
در Coma

لیوان بعدی: قرص های حل شده در سم باور بکن از هیچ چی دیگر نمی ترسم پشت ِ سیاهی های دنیامان سیاهی بود معشوقه ام بودی و هستی و… نخواهی بود ... تمام

بابک...
بابک...
در Coma

کی میتونه فکر تو رو از سر من بیرون بکنه؟...

بابک...
بابک...
در Coma

من به سختی می خواهم باشم تو به آسانی نیستی...مخاطب فراری@

بابک...
بابک...
در Coma

مرد باید وقتی عشقش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه وایسه روبروش بگه : تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی بعد عشقش داد بزنه , گله کنه , فریاد بکشه , گریه کنه حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغله مرد آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه همونجا باید بغلش کنه نذاره تنها باشه حرف نزنه ها , توضیح نده ها فقط نذاره احساس کنه تنهاست مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت ثابت کنه

بابک...
بابک...
در Coma

گاهی اوقات احتیاج به یه آدمی داری٬ یه دوستی٬ که وایسته رو به ‌روت که توی چشمات نگات کنه و محکم بزنه تو گوشت که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش کنی ببینی که خشمگینه٬ ببینی که از دستت عصبانیه توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره ببینی که دوستته. که نگاش کنی٬ همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬ که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. » که سرت فریاد بکشه .. که تو یه هو بلرزی٬ که بری بغلش٬ که بغلت کنه٬ همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات٬ که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش٬ که تو چشمات رو ببندی٬ روی شونه‌ش گریه کنی٬ بلرزی٬ و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. »

بابک...
بابک...
در Coma

چه تفریح خوبیست ... قهر میکنی و التماس ... !!

بابک...
بابک...
در Coma

لــــــــحظه های ســــکوتم؛ پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند مــــــملو از آنــــــچـــه مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم و نــــــــــــمی گـــــویم...!!!

بابک...
بابک...
در Coma

نمازم وقتی بوی خدا دارد که همسایگانم به مهربانی هم عادت کرده باشند دست های نیایش ام بوی باران می دهد وقتی درخت ها آبستن لبخند باشند وگل ها سیراب بخوابند من آیه آیه می خوانم تا تو درسایه نمانی من آیه آیه نگاهت را تاستاره می خوانم من آمدم که بمانم که تو بمانی و خدا باماباشد من آمده ام که درخت باشم نه تبر...

بابک...
بابک...
در Coma

ما سایه کدام فرهادیم کــ زندگی تیشه‌اش را از روی گلویمان بر نمی‌دارد آی اینجا که زخم گذاشته‌ای بیستون نیست ...