دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در حرف دل

چه کرده ای " تو " با دلــــــــم ؟ که از تو پیش دیـگران گلایه هــــم که می کنم شـــــعر حساب می شود ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

میدونی بزرگترین درد دنیا چیه؟ اینه که بفهمی بزرگترین پناهت یه پناه دیگه هم داره.

بابک...
1349868580715034_large.jpg بابک...
در حرف دل

هنر عاشقی من این بود که بی تو با تو بودم !!

بابک...
بابک...
در حرف دل

گاهی حرف نزدن از حرف نداشتن نیست , از حرف زیاد داشتنه - از این حال باید ترسید چون یا به , گریه ختم میشه یا به خشم !!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

برایم از بــــازار یکــــ بغــــض خوبــــ بخــــر نــه مثــــل اینــــ هـــا که دارم ... نه مثـــ ـل این ها که هــ ـر روز می شکننــ ـد ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

میگن هر چی از دوست رسد نیکوست! پس چرا هر چی از تو میرسه خاطره ... نگاه ... لبخند ... یاد ... ویران کننده است ! منو داغون میکنه ....!؟

بابک...
بابک...
در حرف دل

بی کسی یعنی لای استخوان های من نمک بپاشی ... و زخم هایم پشت سرت راه بیفتند و معتاد دست های شورَت شوند...

بابک...
بابک...
در حرف دل

گوشه نــدارد که یـکـــ گوشه اش بنشینمـــ و نفسی تــازه کنمـــ ... گــرد گــرد استـــ این زمین.. ایــنــ روزگــــار ...

بابک...
1349950168757745_large.jpg بابک...
در حرف دل

یه جـآیے باید دسـتـِ آدمـآ رو بکشے نـِگه شـوטּ دارے ؛ صورتـشوטּ رو میوטּ دستـآتـ مُحـکـم بگیرے بگے : بـبـیـטּ ... مـטּ دوستـتـ دآرم ، نــــرو !

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

ساعت از نیمه شب گذشته... و من به این می اندیشم... اگر عشق کاری که با من کرد با تو می کرد... چند روز دوام می اوردی؟؟؟

بابک...
بابک...
در حرف دل

پُــرم از اشـــکــ... آنــقـَــدر کــه دنـیـــــا بـایـد چتـــر بر سـَرش بگیـــرد بـا احـتـیــــاط مـرا ورق بِـزند ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

دلم میخواهد کسی باشد «خوب» باشد «مهربان » باشد « بس» باشد همه ی این بودن هایش فقط برای من باشد فقط برای من ....

بابک...
بابک...
در حرف دل

اینجــآ ایستاده اَمـ بـِ امید اینکــِ از این راه بیایے وَ ـمَن چشمـ روشنے بگیرمـ ! امـــآ از یاد برده اَمـ که تـــو همیشه خودتــ را بــِ آن راه مے زنے ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

بغضهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد صدای خسته ی قلب من است که از چشمان آسمان بیرون میریزد . . .

بابک...
بابک...
در حرف دل

گاهی اوقات احتیاج به یه آدمی داری٬ یه دوستی٬ که وایسته رو به ‌روت که توی چشمات نگات کنه و محکم بزنه تو گوشت که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش کنی ببینی که خشمگینه٬ ببینی که از دستت عصبانیه توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره ببینی که دوستته. که نگاش کنی٬ همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬ که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. » که سرت فریاد بکشه .. که تو یه هو بلرزی٬ که بری بغلش٬ که بغلت کنه٬ همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات٬ که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش٬ که تو چشمات رو ببندی٬ روی شونه‌ش گریه کنی٬ بلرزی٬ و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. » شبتون خوش دوستان