بابک...
این جا زمین است. رسم آدم هایش عجیب است... اینجا گم می شوی، به جای اینکه پیدایت کنند، فراموشت می کنند.
بابک...
ما برون را ننگریم و قــال را ما درون را بنگریم و حال را
بابک...
خدا هم که باشی، بندگانی هستند که از تو ناراضی اند به دنبال رضایت چه کسی می گردی وقتی این روزا آدما از دست خودشون هم عصبانی اند...؟!
بابک...
وقتی پروانه در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد... قصه ی زندگی آغاز می شود: نه می تواند پرواز کند نه می تواند بمیرد.
بابک...
خسته شدم دیگر از این راه پر هراس ِ گورستان. دیشب که نبودی برای نخستین بار در گامهای آغازین پا سفت کردم به نقطهی سرآغاز بازگشتم و پریدم... دیگر روی زمین نخواهم ماند دیگر، فقط آسمان.
بابک...
هر کجا هستی باش، دیگر عادت کردهام با خیالت این شب تاریک را روشن کنم ... ای آزادی!
بابک...
از وقتی ممنوع شدی زمان، سخت و سنگین زمین، تنگ و تاریک و من، افسرده و غمگین ... ای آزادی!
بابک...
آنهایی که مرا از دوستی با جنس مخالف، با آتش جهنم می ترسانند نمازشان را به امید همخوابی با حوریان بهشتی می خوانند!
بابک...
قطعه ای ناب از سهراب سپهری عزیز --------------------------------------------- دلم کسی را می خواهد که نابینا باشد، خط بریل بداند، شبانگاه در آغوشم فصل فصل ِ تنم را بخواند و خود را به من بمالد و ببوید و ببوسد و از گرمایش به من زندگی بخشد، بازی های ادبی ام را کشف کند... دستش را بگیرم، بازو به بازو دنیا را برایش تعریف کنم چشمش شوم و تمام زشتی های جهان را برایش از قلم بیندازم...
بابک...
سه چیز را با احتیاط بردار: قدم، قلم، قسم سه چیز را پاک نگه دار: جسم، لباس، خیال از سه چیز کار بگیر: عقل، همت، صبر از سه چیز خود را نگه دار: افسوس، فریاد، بددعائی سه چیز را آلوده نکن: قلب، زبان، چشم سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن: خدا، مرگ و دوست.
بابک...
گاهی چقدر ساده عروسک می شویم.. نه لبخند، نه شکایت، فقط سکوت...
بابک...
من تمام شده ام از زمانی که تو نیستی، و از تمام من فقط تو برایم مانده ای....
بابک...
اعتراف می کنم من که با تمام سادگی در پناه کودکی دل به خوابهای خوب خود سپرده ام اعتراف می کنم آن نگاه تو آن نگاه ساده و عمیق خواب های خوب کودکانه ی مرا فتح کرده است...
بابک...
طبق آخرین تحقیقات دانشمندان تهران عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان آور است !