بابک...
من از پاکدلانم که زکس کینه ندارم یک شهر پُر ا ز دشمن و یک دوست ندارم . . .
بابک...
مراقب باش؛ دست روزگار هلت میده ... ولی قرار نیست تو بیفتی ... اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی اوج میگیری ... به همین سادگی ...
بابک...
خنده های ما در خلال روز های زندگی ، در عبور روزهای کودکی ؛ و در شروع یک بلوغ مخملی گم شدند ... آه زندگی ! زود اعتراف کن ! خنده های ما کجاست ؟ دست و نزد کیست ؟ آه زندگی ... آی زندگی ... زود و زود و زود تند و تند و تند پاسخم بده ..
بابک...
نه هوا ابریست نه بارانی می بارد… پس بهانه دلم برای این همه سنگینی چیست….!!!
بابک...
بیچاره چوب کبریت کوچک ... آتش از سرش شروع شد ولی بر جانش افتاد .... فکرت را مراقب باش ...
بابک...
درسته که جواب ابلهان خاموشیست ولی بعضی مواقع . . . شما بزن دهنش رو صاف کن تا روشن بشه. لازمه...
بابک...
زندگی دو چیز به من اموخت : ارزوی مرگ و مرگ ارزو..
بابک...
هر گاه خواستم اندیشه ای باشم بی حضور پایم پیچید و لنگان با دهانی باز از کوچه حیرت نشینان خیال گذشتم و بر سایه ی دیوار تنها نقشی خیالی زدم و رفتم .....
بابک...
چه هق هقی میزند آسمان ! به گمانم او هم مثل من ماهش را گم کرده است !!
بابک...
یادت باشه : بعضی از آدمها ارزش خاطره شدن هم ندارند ..
بابک...
بعضیا کاری باهات میکنن که یادآوری تمام لطف هایی که در حقشون کردی ... به شدت از خودت متنفرت میکنن
بابک...
باور کردم تنهایی را چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب...
بابک...
مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش … ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است !!
بابک...
خدایا:هر دری رو خواستی ز حکمت ببندی - نزدیک در یخچال ما نشو! ممنون...
بابک...
نه جسارت اینو داریم ازدواج کنیم، نه عرضه داریم مجرد زندگی کنیم..