بابک...
تو را دوست دارم در این باران میخواستم تو در انتهای خیابان نشسته باشی من عبور کنم سلام کنم ...
بابک...
باش و تکرار کن خستگی ات را از هر چه من! نبودنت ، ملال آور است!
بابک...
شهر من پر است از عروسک با جمجمه هایی که از استفراغ دروغگویان پراست پر است از نقاب برای صورت هایی که خود هیچ شکلی ندارند و سرشار است از کتابهایی که چاپ امسالشان هم بوی کهنگی قرن ها را می دهد...
بابک...
بيا قدم بزنيم . . . من با " تـــــــــو " تو با هر که دلت خواست ! فقط بيــــــــــا قدم بزنيم . . . اصلا بيا و بگذار . . . سايه ات باشـــــــــــم . . . سايه که آزار ندارد ! دارد ؟
بابک...
در مبارزه بین موج و صخره در ساحل دریا موج همیشه برنده خواهد شد . نه از طریق قدرت ، بلکه به خاطر تداوم . . .
بابک...
✓تَنهاے یعنے، توی اددتــ 60 نفر ON باشـלּ ولے نمے توانے با هیچ ڪـבام בرב בل ڪنے و مجبور میشے בرבهایت را بنویسے، تا شایـב هماלּ ها بخواننـב!!
بابک...
دانشجوی عزیز ! دوست تحصیل کرده ی من ! شمایی که فردا میخواین دکتر مهندس این مملکت بشی! واقعا نمیدونی تو کلاس باید موبایلت رو خاموش کنی؟ نمی بینی خوابیم سر کلاس؟
بابک...
یه دختر چادری با دوستای بی حجابش میره بیرون، یکی از دوستاش بهش میگه دیوونه ای تو این گرما چادر می پوشی!!؟؟ببین مارو... گفت : کی رو تا حالا دیدی رو پیکان 48 چادر بکشه???