بابک...
جالب است "تنها" چه عدالت جالبی...!!! من با دل مینویسم...!!! تو با چشم میخوانی...!!! تازه اگر بخوانی...!!!
بابک...
برای زنده ماندن راهی نداری جز؛ گریستن ... وقتی بغض ها ؛ راه نفس کشیدنت را سد کرده اند ...
بابک...
نهـــ نمیدانــــی... هیچــــکس نمی دانــــد.... پشتــــ این چهــــره آرامـــ در دلــــم چـــه میگـــذرد.... نمــیــدانی.... کـــسی نمیدانـــد.... اینـــ آرامـــش ظاهـــر و این دل نـــا آرامــــ چقــــدر خستـــه ام میــ کنــــد...
بابک...
اين دنيا تاب خراب شدن سر بي کسي هاي مرا ندارد هي لعنتي ... ده ساله هاي ِ جغرافيا پاس نکرده هم ميدانند تـــــــــــــــــــــو استواي دنياي مني ...
بابک...
خنده ام میگیرد.. وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری میگویی : دلم برایت تنگ است !! یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی دلتنگی ات ارزانی خودت @کصافط...
بابک...
صبح خورشید آمد دفتر مشق شبم را خط زد پاک کن بیهوده است اگر این خطها را پاک کنم جای آنها پیداست ای که خط خوردگی دفتر مشقم از توست ! تو بگو ! من کجا حق دارم مشق هایم را روی کاغذهای باطله با خود ببرم ؟ می روم دفتر پاکنویسی بخرم زندگی را باید از سر سطر نوشت ! @...
بابک...
بلندشو … گرد و خاک از تن پوش بـتکان و در تقویمت بنویس : ... این سزای رهگذری بود که به تیرک لق سر گذر تکیه کرد !
بابک...
کانديدا رأي آورد تابلو، نقاش را ثروتمند کرد شعر شاعر به چند زبان ترجمه شد کارگردان جايزه ها را درو کرد و هنوز سر همان چهار راه واکس مي زند کودکي که هميشه بهترين "سوژه" است...!!!
بابک...
خوشبختی را در همین لحظه باور کن لحظه ای که دلی به یاد توست !!!
بابک...
دختر ها شیطنت های خاص خودشان را دارند! برچسب هرزگی بر خنده های آنان نزن...!