بابک...
خــوش به حـال فـرهـاد ... تلخ ترين خـاطـره اش شيـريـن بود ...
بابک...
تا دم در بدرقهات میکنم مبادا به بهانه نگاهی بازگردی ...
بابک...
می سپارمت به همانی که تـــــو را به جــــــان من انداخت...!؟ .......تقـــــدیــــــر......
بابک...
یک روزی می رسد که آدم بر می گردد و می بیند یک سال گذشته از آخرین صحبت .آخرین دیدار. آخرین آغوش و هنوز زنده است
بابک...
این روزها لامپ کم مصرف شده ای ! کمتر محبت می کنی تا بیشتر بمانم...
بابک...
گنجشک دلم بهای عاشقیش را پرداخته است. تو سنگ مفتت را زمین بگذار
بابک...
چشمانم ابدیت را تکرار می کنند تو دیدی و رفتی ؟ !
بابک...
به عشق تو چشم دوخته ام کوکش را باز نکن.
بابک...
من کوه شده ام و دیگر به هیچ کس نمی رسم تو آدم باش
بابک...
سعی کن خودت باشی ... دیگران به اندازه کافی هستند .. !
بابک...
گـآهـی با تَمامِ وُجود میخآهی آدَم شَوی ! وَلی باز هَم ردِ پایی نِمیگُذارَد ..
بابک...
به طعنه مردم اعتنا مکن... عمریست به هوای بارانی میگویند ... خراب...
بابک...
خیاط خوبی ست خدا اما دل مرا، به عمد یا سهو،نمی دانم!!... شاید بی هوا تنگ به سینه ام کوک زد...
بابک...
حسی دارم ، اگر بدانی بد نیست شعری گفتم تو هم بخوانی بد نیست الان خیلی دلم برایت تنگ است در هر صورت خبر رسانی بد نیست