بهاره
کاش شعور یه عده برسه.... نر بودن یک جنسیت است و مَرد بودن یک هـــویت..... زیادند دخترانی که نر نیستن ولی خیــلی مَردن....
بهاره
تو چه می فهمی حال و روز کسی را که دیگر هیـــــــــــچ نگاهی دلش را نمی لرزاند؟
بهاره
تو روزایی که دلتنگی و دلگیری برای دیدنم بهونه می گیری برام ثانیه ها مثل قفس میشه تو روزایی که تو از زندگی سیری ...
بهاره
آن ماهی نباش که هنگام کسوف لحظاتی عرض اندامم کند آن ماهی باش که هنگام خسوف ثانیه ثانیه های نبودنت با تمام وجود حس شود
بهاره
به خیال من نخند… می خواهم موهایم را خرگوشی ببندم با گل سر ریز صورتی… بالا و پایین بپرم و کودکی ام را دوباره از آسمان بچینم . .. . دلم انار میخواهد و بوی نم باران بوی برگهای خیس از عشق آسمان و مهر باد .. . دلم امید میخواهد و قهقهه مستانه دخترکی شاد و ژولیده با دستهای خودکاری و یونیفرم خاکی شده و سرمه ای مدرسه
بهاره
یه بار نشد وقتی توو خیابون با یکی روبوسی میکنی.. یکی سرش رو از ماشین نیاره بیرون.. بگه منم میخوام !!!!!
بهاره
چشمای تو قافیه بازند و گرنه دل من ردیف ردیف است ...
بهاره
بــعضی زخمها رو باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی ... بــعضی زخمها ، باید باقی بمونه تا هیچوقت راهت رو گم نکنی ...
بهاره
کودکی فال فروش را پرسیدم چه میکنی؟ گفت : به آنانی که در دیروز خود مانده اند ،فردا را میفروشم.
بهاره
بگذار سرنوشت هر راهی را که میخواهد برود ما راهمان جداست… بگذار این ابرها تا میتوانند ببارند ما چترمان خداست
بهاره
با عبرت از شکست های گذشته ، کمر شکست های آینده را بشکن . .
بهاره
من خدا را دارم!کوله بارم بر دوش! سفری میباید! سفری بی همراه! گم شدن تا ته تنهایی محض!سازکم با من گفت:هر گجا لرزیدی! از سفر ترسیدی!تو بگو از ته دل! من خدا را دارم! من و سازم چندیست که فقط با اوییم !
بهاره
یه کم بخندددد...داری تموم می شی هاااااا . . دنیا دو روزه.... . . تازه یه روزشم "جمعه" اس ...
بهاره
وقــــت خــــریدن لباس های پایـــــــیزی دقــــــــت کنید: لباس هایی با جیـــب های بزرگ به اندازه ی دو دســـت ! شایــــد هــــمین پاییـــــــز عاشــــــــق شــــــــدید...!...