#خاطرات-اردو-جهادی : امشب می خوام از یه خاطره تلخ اردو جهادی براتون بگم... این دفعه آخری که اردو بودیم یه خانواده دیدیم که 3تا پسر داشت...سجاد، امید ،عماد... خیلی نمی خوام وضعیتشون رو توضیح بدم ، متوجه شدیم که #عماد ، یعنی پسر کوچیکه به خاطر شرایط خاص به دنیا اومدنش از روز اول تشنجی شده بود بچه ( از اونا که باعث معلولبت میشه)... البته اگه یه مقدار رسیدگی میکردن و مراقبت های پزشکی براش انجام می شد الان حل شده بود مشکلش... ولی خو یه خانواده فقیر اونم کجا، نوده فاراب از توابع جیرنده ی رودبار ، 4ساعت تا اولین بیمارستان فاصله به قولی آخرین روستای گیلان... بعدش دیگه میشه قزوین... خلاصه چند بار نصفه نصفه دوا درمون کرده بودن و باز بخاطر فشار مالی و اینچیزا ول کرده بودن ... تا اینکه یه روز که ما اونجا بودیم 3بار تشنج کرد بچه... تو یه روز... بچه ها اوردنش رشت ... الان داره درمان میشه... هزینه هاشم بچه ها خودشون دارن میدن ...
هر کی خواست شرح کاملشو بخونه میتونه اینجا هم یه سری بزنه، همین اولین پست [لینک]
هرچند اصلن این سبک نوشتن رو دوست ندارم ولی به هر حال هر کی سلیقه ای داره
آخی مامانم همیشه میخونتش...
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
................
تا همین جا بلدم...از مامانم تقلب گرفتماااا
امین مرسی از خطاب
بابا که شدم...
به دُخدرم پول توجیبی نمیدم
تا یواش از پشت سرم بیاد
دستاشو حلقه کنه دور گردنم
موهاشم بخوره تو صورتم
در ِ گوشم پچ پچ کنه
بگه بابایی بهم پول میدی ؟ داریم با بچه ها میریم بیرون
موهاشو بزنم کنار . ماچش کنم ، بگم برو از جیبم وردار بابایی.
به خاطر دخدرم هم که شده ، یه روزی بابا میشم... ♥
راستی عماد الان 2سال داره...
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 36 دقيقه قبلنمونش تو جامعه زیاده
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبل توسط موبایلهعی
خیلی ناراحت کننده بود..
Vaaaaay
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 33 دقيقه قبل توسط آندرویدKhoda ishalla padashe karatoono zood bede
ایشالا که بهبودی حاصل بشه ...


13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 30 دقيقه قبلبازم میگَم ...خوشا به سعادتتون که . . .
هر کی خواست شرح کاملشو بخونه میتونه اینجا هم یه سری بزنه، همین اولین پست [لینک]
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 26 دقيقه قبلهرچند اصلن این سبک نوشتن رو دوست ندارم ولی به هر حال هر کی سلیقه ای داره