elnaz
به سلامتی خدا...اولین و اخرین...بزرگترین ... ممنون که همیشه هستی...
elnaz
گاهی آماده ام همه چیز را بدهم تا پیوندی با دنیای انسان ها نداشته باشم...
elnaz
تو زندگی یه وقتایی پیش میاد که حس می کنی باید سرتو بذاری زمین و بمیری....اما نمی میری و فقط آه می کشی، برای دردایی که نمی تونی به کسی بگی! و این خیلی بدتر از مردنه!
elnaz
امشب...شب نقش قبر خاطراتِ...
elnaz
یادم میاد یه روز که داشتم از زوره درد تو سینم اشک میریختم یکی اومد و گفت آخه فسقلی توام میدونی درد چیه؟ اول فقط نگاش کردم بعد از کوچیک ترین دردم گفتم وقتی برگشتم به طرفش دیدم با چشمای به اشک نشسته ذل زده بهم پرسیدم بزرگتر ازین درد داری؟ با گذاشتن دستش رو شونه ام اولین قطره اشکش جاری شد و فقط از کنارم گذشت...!
elnaz
خیلی فقیرم..! دیگه حتی حوصله هم ندارم...!!!
elnaz
چه گناهی را به جای آوردیم ای مادر تا دو بار بمیریم ...یک بار در زندگی بمیریم و دیگر بار در مرگ ...
elnaz
امشب همونجوریم کِ جور خوبی نیس ...