mob
سعدیا گر همه شب ، شرح غمش خواهی گفت ... شب به پایان رود و شرح به پایان نرود ...
mob
غیرت به رگ گردن .. و مردی ، به فلان است ...
mob
من از هجر تو میمیرم ، تو بر این گفته میخوندی ، من از این خنده میگریم ... ،تو بر من چشم میبندی ... دوچشمت بستی و رفتی ... و من در دوریت مردم ... چرا عاشق شدم یا رب ... ببخشایم که گه خوردم
mob
دیوانه شدم ، خواب ز دیوانه خطاست ... دیوانه چه داند که ره خواب کجاست ؟ ... /اشک
mob
شخصی به هزار غم گرفتارم ، در هر نفسی به جان رسد کارم ... /مسعود جون ،منو میدیدی چی میگفتی ...
mob
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت ...
mob
گفتیم ؛ عسق را با صبوری دوا کنیم ... ، هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است ...
به جون خودم ، شریعتی ...
15 سال و 1 ماه و 21 روز و 5 ساعت قبل


15 سال و 1 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 59 دقيقه قبلاونم عکس العمل مطهری بود! ::>
15 سال و 1 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 57 دقيقه قبلآهان .. درسته و به جا بود lol
15 سال و 1 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 53 دقيقه قبل
15 سال و 1 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 52 دقيقه قبل