@yedokhtare 웃 از شیخ ِ بهایی پرسیدند : خیلے سخت می گذرد ، چـه باید کرد ؟ شیخ گفت: خودت که می گویی ، سخت مےگذرد ، سخت کــه نمی ماند! پس خـــدا را شکــر کــه می گذرد و نمی ماند ...
خوب به چشمهایش نگاه کنید ... از نزدیک!
دستانش را بگیرید!
آنقدر نزدیکش باشید که گرمای نفس هایش را حس کنید!
خوب عطرش را بو بکشید!
موقع بوسیدنش از ته دل ببوسیدش... از ته دل ببوییدش ... از ته دل لمسش کنید!
... از ته دل نگاهش کنید ... از ته دل صدایش کنید!
از تمام لحظات با هم بودن نهایت استفاده را بکنید!
روزی می رود ...
و حسرت همه ی اینهایی که گفتم در دلتان می ماند.
باز باید صدامو در بیارین تا لایک کنید ... بابا توررروووو خدااااااا لایک لایک لایک این همه متن قشنگ میذارم دلتون وا شه.. هزینه ای نداره فقط لایک کنید روحم شاد شه..
پسر :به به چه خوشگلید شما.. اسمتون چیه؟ دختر :مدرسان شریف پسر :چی؟ دختر :مدرسان شریف پسر :واییی... کجایی هستی؟ دختر :مدرسان شریف پسر (درحال کوبیدن سرخود به دیوار) : شمارت چنده؟ دختر :بیست و نه دوتا شیش
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .