♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بارانی مورب درنیم روزی آفتابی هیچ اتفاقی نیفتاده است تنها"تو"رفته ای....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها ، حتی اگر دکتر علی شریعتی بزرگ هم ، با تمام یارانش از غار اصحاب قبر، رستاخیز شوند خواهند دید سکه های آن روز ، طلای ناب بود و ما امروز ، به نان خشکی قانع و امروز ما از کویر نمی نویسیم کویر را زندگی می کنیم آری ، این روزها به زن و مرد بودن نیست که زنده ایم به انسان بودن است که تمام شده ایم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خاموشم اما مطمنم که قلب تو روشنه.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در واپسین غروب احساسم آرزویم این است که همیشه قدردان معصومیت گلهای سرخ باشی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوشهایم را می گیرم ... چشم هایم را می بندم ... زبانم را گاز می گیرم ... ولی ... حریف افکارم نمی شوم ... دلتنگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سعی نکن متفاوت باشی... خوب باش... خوب بودن به اندازه ی کافی ... متفاوت است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امواج دریا لنگه کفش کودکی را از او گرفت... روی ساحل نوشت: دریا دزد کفشهایم... مردی که از دریا ماهی گرفته بود... روی ماسه ها نوشت: دریا سخاوتمندترین سفره هستی... موج دریا آمد و جملات را محو کرد و تنها... این پیام را باقی گذاشت... برداشتهای دیگران در مورد خودت را... در وسعت خویش حل کن... تا همچو دریا باشی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم از فراق تو بنالم یا از غریبی خودم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هيچ فكر نميكردم به جرم عاشقي اينگونه مجازات شوم. ديگر كسي به سراغم نخواهد آمد.قلبم شتابان ميزند. شمارش معكوس براي انفجار در سينه ام و من تنها خود را در آغوش ميگيرم...تنها ماندم...تنها...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .