♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی رحمانه مرا تنها گذاشتی/...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه کنم با دل تنــها , چه کنم با غـــم دل چه کنم با این درد , دل من ای دل من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی مرا نخواهد نوشت کسی به احساسم سر نمی زند کسی مرا به اتاق نگاهش نمی برد ولی من پشت دیوار صدای پایی را می شنوم که بر قاب زمین تصویرش را ثبت می کند و هر لحظه بزرگتر می شود هیس !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست خواهشم را التماس نگاهم را یاد ماندنم را روی سینه تو جا گذاشته ام کجاست شومینه فراغی که در کنارش از تو لبریز شوم روی لبهایم چه نرم و لطیف سر ریز می شوی سکوت شبم را سر می کشی جزر و مد نگاهت را بر وجودم می نوازی می خواهم پر شوم از ترانه ماندن در آغوش عشق
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیشب از لب پرتگاه خلوتم سُر خوردم اگر پل خیال تو نبود در هجوم رودخانه تنهاییم می مُردم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را به ستاره ها قسمت می دهم به من بگو که در شب چشمانت چه داری که اینگونه آرامم می کند ؟؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شیرینی خاطره هم از آن ِ تو فقط بگذار لحظه ای تو را نفس بکشم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ... دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ... حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ... زخم داشت و ننالید... گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ... حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست ! حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من عاشق بودم؛ ولی چرا نفهمیدم؟! من عاشق بودم؛ ولی چرا هیچ کس نفهمید؟! کاش حداقل تو فهمیده بودی! همین تو! تویی که این آتش را به پا کردی و رفتی! همین تویی که پشتت به من است و آتشبازی دلخواهت را نمیبینی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این حق من نبود..............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا عالیست.باران نم نمک میبارد و صدای بهبه و چهچه همه را درمیآورد!! آدم باید خیلی بی تفاوت و بیاحساس باشد که عکسالعمل نشان ندهد! من از همه ساکتترم.شاید بیشتر از همهی آنها دارم لذت می برم، اما حرفی برای گفتن ندارم. ساکتم؛دارم با تمام وجود لذت میبرم؛اما همچنان غمگینم!! یعنی ممکن است روزی بیاید که این غم نباشد؟! این غمی که نمیدانم از چیست حتی و ریشهاش کجاست!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .