♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حوصله ام ترک بر می دارد...بی تو....مشت می کوبم به دیوارها......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست و پایم را به تخت ببندید!می خواهم ترک کنم ......این زندگی را.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ....اگر رفته ای برو ....اما غزل هایت را برای او پیش چشم من نگو....خودت می دانی جگرم می سوزد......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها....تنهایی آنقدر می آید که هم خوابه ات ی شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ......حال همه ما خوب است...باور کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به شکستنت عادت کرده ام ......دیوارها به صدای بلندت...دوستت ندارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتم : سلام!...گفت گمشو........دلم شکست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید این عشق را ترک کنم!!!دوستم ندارد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانستم ساده بودن سخت است !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه میگویند: رنگین کمان هدیه به چشمانیست که تا پایان باران را همراهی می کنند؟ من تنها کسی بودم که باران ِ چشم هایم را همراه بودم اما رنگین کمانی نیست!!! شاید نکته در وجود ِآفتاب ِ چشمان ِ توست که کسوف کرده اند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اينگونه مرا نگاه نکن ، فکر کرده اي که از نگاهت خسته ميشوم ، نه عزيزم بيشتر از اينکه هستم عاشقت ميشوم پس آنقدر نگاهم کن ، تا ديوانه شوم ، باز هم نگاهم کن تا از حال بروم و فداي عشقت شوم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی شما....به حریم دل من پای مگزارید..........این دل صاحب دارد....به نامش زده ام شش دانگ.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مخاطب من.....هیچ کس، هیچ چیز- در اینجا « به خود »، هیچ نیست. بودن من بی مخاطب مانده است. من در این بهشت همچون تو در میان آفریده های رنگارنگت تنـــهــایــــم.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .