♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من، به جهانی می اندیشم که در، خویشِتنم؛ در به در است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر درختِ ایستاده ای « سروّ ناز » وَ هر - زوزه ای - " فریاد " نیست.!.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در فراقت هنوز از گودی ی چشم هایم اطلسی می روید! و بر دشتِ منقبضِ دلم نی لبک!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در وجودم دردی اگر نباشد، نامرد می شوم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شکستن سکوت، کارِ هر تیشه ای نیست! باید شیرِ بیشه باشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گمانم زلف پر چینت ز جنس کهربا باشد /گریزم از نگاه تو ولی دل در بلا باشد /در این آشفته بازارم ببین خوناب میگِریم /به خون آغشته دستانت تو گویی از حنا باشد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .