♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
متبرک باد تبر وشمشیر کمند و دام و ستوده باد صلیب و عطش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ستارگان شهرم را ترک گفتند شب تابها گمان می کنند خورشیدند پروانه هارا در آشیانه آتش زدند .....گلوله حرف آخر آزادی است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از این روزهای خونین چه چیزی یادگار می ماند؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .