♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی پای رفـــتـــن لــنـــگ اســــــــت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ســـــــــوگـــوا ر شده اند خـــوشـه هــــا ی گـــنـــد م. شـا يـــــــــد٬ بـــــه خـــــــــــــــــــوا ب رفـــــتــــه ا نـــــــــد د ا س هـــــــــا.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در گـيــــــرو دار وحــشــت ســكـــوت . تــــا كــــجـــا، قــــــــــد مـی كــــشـــــد ســـرابـــی كـــه ســهـــم مـــاســــت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر بال هایم بیشتر از این باز نمی سود....با خودم جنگِ تن به تن دارم بركت دارد كلماتي هر روز تكه تكه پرتاب مي شوند از در و ديوار همين پنجره...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنگامي كه، از زمان اجازه خواستم، تا فراموشش كنم، وقت داد... يك ساعت؛ زمان كوتاهي ست، ولي نه براي مردن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرگ در اوج پرواز زیباست.....هر درختی جای مردن نیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژهای تکراری من دیگر یخ بسته اند، در ذهن آشفته...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسرت یک عمر من... آرزوهای نارس بود بر درخت بی بهار ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آغوش مرداب گم شده یک ماه و نفس های ترک خورده از سراب شهر خشک می شوند میان تاریکی حرفها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت مدال افتخاریست بر قامت رعنای مرگ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام نامه هایت را زیر باران بردم کنار خزر .. مرداب شد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاه در من، قدم زنان گُر می گیری در تاریکی آن بن بست شعله ات را می بوسم و خاکستر بت های عشق را به پایت خواهم ریخت در فراموشی زخم ها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا...کاکتوسی با بوی گل مریم محبوس سایه اش، بی خیالِ گذشته هذیان می گوید فقط و نگران به شکار ماه می رود...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .