با مامانمرفته بودم مشاوره خانوادگی. دکتر برگشته میگه: ببخشید پس اقازاده کجان؟ منم گفتم پس من خانم زادم؟ دکتره میگه: مگه شما 3 سالته؟ اخه اینجا زده ی پسر 3 ساله دارید!!! بعد منشیو صدا زده میگه: خانم حیدر زاده این اقا 3 سالشه؟ (اشاره ب من) منشی هم برگشته میگه: نمیدونم اقای دکتر شاید رشد ناگهانی کرده!!!! من: مامانم: x-( دکتر منشی: ارشمیدس بابا این تحریما داره کار دست ملت میده مسئولین رسیدگی کنید!!!!!!
سر کلاس بودیم هوا هم سرد سرد سرد بخاری هم هنوز توی کلاس نگذاشته بودند دختر و پسر فقط داشتیم یخ میکردیم.. آقا استاد اومد توی کلاس در کلاسم باز گذاشت نمیشدم با این حرف زد که ... اصلا اخلاق نداشت دیگه خیلی خیلی داشتیم یخ میکردیم به استاد گفتم استاد بی زحمت اگه میشه در یخچال و ببندید یخ کردیم به قرآن آقا کلاس منفجر شد خود استادم زد زیر خنده..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 17 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .