♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کســـی می توانـد در پــای عشــــق بمـیــرد کـه پیـش از آن زنـدگـی در پـیش چشمــهای وی مـــــرده بـاشـــــد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شما یادتون نمیاد....روزی دلش مهربان بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیدانم زیر کدامین باران ایستاده ام که اینگونه تنها ولی خیس بارانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من سردم است ومی دانم که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی جز چند قطره خون هیچ چیز بر جای نخواهد ماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با تو هستم تویی که رویت را از من برمی گردانی به چشمانم نگاه کن اشک هایم هنوز خشک نشده اند از چه می ترسی ، من گناهت را بخشیده ام...آن ها را به خاطر بسپار آن ها همیشه نگران تو هستند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک روز خورشید پایین میآید گونه زمین را میبوسد و آسمان ِ آرزوهای من آبی میشود! ...باور نمیکنی؟ این خط ! این نشان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها دلم فقط یک خیال راحت می خواهد برای پریدن.........برای رفتن ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
" همه از عشق میگن اما عاشقان در سکوت میمیرند"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که نیستم ، می خندی ؛ من اینگونه عاشقِ رفتن شدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم برایت شعر بگویم ... چشمانت به یادم می آید... دل ربا ترین آفریده خداوند ... چه نیازی به شعر من دارد ...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از من مي شنوي هيچوقت این طرفها نیا ... می آیی .... می مانی می مانی و می دانم عاشق می شوم درگیر می شوی پاپیچت می شوم خسته می شوی می روی می مانم مدیون می شوی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 3 ساعت و 51 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .