♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروب دلگیر برکه پرواز غمناک مرغابی اضطراب آواراگی گنجشگ ها کنار خزر..... و قصه ی تلخ غصه ها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم داره واسه خودم میسوزه......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر لختی زمان بگذاریم و شاهنامه را، که شاید در نگاه خیلی ها تنها یک کتاب شعر کهن به چشم بیاید، ورقی بزنیم، سراسر پر از همه ی این منش های نیک انسانی است که بازگو می کند ما این منش ها را داشته ایم و از دست داده ایم . مهم نیست که آنها را از ما گرفته اند یا خودمان از دستشان داده ایم، مهم این است که خودمان نمی خواهیم دوباره بدستشان بیاوریم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم با درختها در عزای تابستان همخواب شوم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوای چشمانت که در سر افتاد آن زمان است که خمار میشوم....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .