♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
“تو با من باش” من دست همه اتفاق ها را میگیرم که نیفتند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با فکـــر بـــاران در سر و آرزوی تــو در دل حتـــی از ابــــرها هــــم بی کس تـــرم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست به دامن راههای نرفته میشوم ..رگهایم اما تپنده تر آرزو می کنند تو را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو از دیوار بیداری صدایم کن من از پرچین رویاها برایت سیب می چینم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها یکرنگ که باشی چشمشان را میزنی . . . خسته می شوند از رنگ تکراریت این روزها دوره ی رنگین کمان هاست . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .